.سه روزپیش دستگاه آیودی گذاشتم دکترگفت بایددوهفته کلااستراحت کنی..شوهرم طبق روال هرهفته گفت بریم شهرستان خونه مامانم اینا،بهشگفتم این سری خودت برومگه نمیبینی حالمو،کمردردوشکم دردامونموبریده بود.(،رفته بودمخونه مامانم چون بچه کوچیک دارم مامانم میشستش وکلاکارام بامامانم بود).گفت نه دلشون برابچه تنگ شده..گفتم حالاوسط هفته ی بعدمیریم..برگشت گفت شیرتوبریزتوشیشه میام بچه روببرم،(دخترم ۱.۵سالشه وشیرخودمومیخوره)منم گفتم بچه بی مادرجایی نمیره،گفت من میبرم توهم میبینی.گفت سرساعت ۳بچه روحاضرکنم میام ببرمش..اومدمنم حاضرشدم رفتم توماشین..برگشت گفت مادرجنده چرااعصاب منوخوردمیکنی گم شوبروخونه بابات گفتم بچم هرجابره منم میرمگفت توگوه میخوری..بعدبردخونه موهاموکشیددستشوگذاشته بودرودهنم داشت خفم میکرد..یه لحظه حس کردم مردم..بعدکه ولم کردرفتم تواتاق دروقفل کردم که به بابام زنگ بزنم انقدباپاش به درزدکه وسطش ترک برداشت..بچم انقدترسیده بودطفلک که ترسیدم طوریش بشه دروبازکردم اومدتوهرچی لایق خودش وخانواده ش بودبهم گفت..الان موندمچیکارکنم..میشه بگین کجابایدبرم؟