سلام دوستان دختر جاریم ۶ سالشه الان دوسال به یه مشکلی برخورده اگه کسی میدونه حتما کمک کنه خیلی براش ناراحتم این دختر جاریم از ۲ سال پیش که تقریبا ۴ ساله میشد متوجه شدیم پاشنه پاشو میزاره رو مقعدش پاشو میمالید بعد اون جاریم و برادرشوهرم کلی دکتر و سونوگرافی و دکتر پوست بردنش اول گفتن احتمالا انگل داره بعد آزمایش گفتن نه کاملا سالمه و هیچ مشکلی نداره
احتمالا لذت جنسی میبره.... یچیز وحشتناک بگم من پنج چهار پنج سالم بود میدیدم دختر عموام شلنگ ابو میکندن ....لای پاهاشون ب خودشون فشار میدادن.... منم یبار راضی کردن انجام بدم لذت داشت اما یهو گوشتم ساییدو دردم اومد.... خلاصه تا مدتی اونا اینکارو میکردن که بع عاقل و بزرگ شدن....ببرینش روانشناس کودک
طنازی و لوندی برای شوهرم بلد نیستم....هرگز با سیاست حرفمو ب کرسی ننشوندم..... روک تو چشاش نگاه کردمو گفتم .... ۸۰درصد حرفامم با دعوا پیش بردم چون یک زن بی سیاستم.... اما خط قرمزهایی دارم همیشه از رابطه بعنوان اهرم فشار خواسته هام استفاده نکردم چون حس کردم خودم بی ارزش میشم..... دوست دارم مادر بشم اما همش میگم اخه نمیشه ...اخه سخته.... اگر داستان زندگیمو خونده باشید میدونید سختیام برای چیه....میگم مادر نشم اما اگر خدا روزی خواست و شدم اون طوری برنامه بچینه که بچم مثل خودم تو سختی بزرگ نشه.... دوست ندارم بخاطر لذت بردن خودم و مادر شدنم فرشته ای رو اسیر کنم.... اونقدر به خدا و وجودش ایمان دارم که مطمئنم چند وقت دیگه پیام بدم و بگم خانمها 😍برای بیماری چشمهام یک درمان قطعی انجام شد و دیگه لازم نیست منتظر نابینا شدنم بشم.🤩🤩...بعد پیام بدم وای خدارو شکر ما یک خونه ی بزرگ با باغچه ای بزرگ خریدیم..😜..بعدم بگم مادر شدم.... ماشین خریدیم.......ووووووووو..... قول میدم همیشه توی لحظات خوشم بدون ترس از چشم زخم خوشیمو باهاتون درمیون بزارم...💖. عوضش شما هم برای آرزوهام خوشبختیم صلوات بفرستید..... که ایمان دارم خدا توی قلب تک تکتون هست و همتون دلهاتون پاکه 💞😘😘🥰
طنازی و لوندی برای شوهرم بلد نیستم....هرگز با سیاست حرفمو ب کرسی ننشوندم..... روک تو چشاش نگاه کردمو گفتم .... ۸۰درصد حرفامم با دعوا پیش بردم چون یک زن بی سیاستم.... اما خط قرمزهایی دارم همیشه از رابطه بعنوان اهرم فشار خواسته هام استفاده نکردم چون حس کردم خودم بی ارزش میشم..... دوست دارم مادر بشم اما همش میگم اخه نمیشه ...اخه سخته.... اگر داستان زندگیمو خونده باشید میدونید سختیام برای چیه....میگم مادر نشم اما اگر خدا روزی خواست و شدم اون طوری برنامه بچینه که بچم مثل خودم تو سختی بزرگ نشه.... دوست ندارم بخاطر لذت بردن خودم و مادر شدنم فرشته ای رو اسیر کنم.... اونقدر به خدا و وجودش ایمان دارم که مطمئنم چند وقت دیگه پیام بدم و بگم خانمها 😍برای بیماری چشمهام یک درمان قطعی انجام شد و دیگه لازم نیست منتظر نابینا شدنم بشم.🤩🤩...بعد پیام بدم وای خدارو شکر ما یک خونه ی بزرگ با باغچه ای بزرگ خریدیم..😜..بعدم بگم مادر شدم.... ماشین خریدیم.......ووووووووو..... قول میدم همیشه توی لحظات خوشم بدون ترس از چشم زخم خوشیمو باهاتون درمیون بزارم...💖. عوضش شما هم برای آرزوهام خوشبختیم صلوات بفرستید..... که ایمان دارم خدا توی قلب تک تکتون هست و همتون دلهاتون پاکه 💞😘😘🥰
چرا مشکل بزرگیه.وقتی میگن تو جمع کاری میکنه که پدر ومادرای دیگه اجازه نمیدن بچه هاشون بهش نزدیک بشن وباهم بازی کنن مبادا اونام یاد بگیرن خیلی عذاب آوره.در صورتی که به نظر من شاید مثل ناخن جویدن باشه.از روی عادت.چون اون کار هم وقتی بچه رو منع میکنی میره یه گوشه یواشکی انجام میده ولی دلیل خودارضایی نمیشه
اره دقیقا من اینجا خوندم ک ی نفر نوزادش رو خونه مادر شوهرش میزاشته هر روز میرفته سر کار بعد ی روز خانمه ک میاد بچشو برداره یهو میبینه ک پدر شوهرش بچه رو برده تو اتاق و ببخشید التش رو گذاشته دم دهن بچه خلاصه میره بچه رو بر میداره و بچه همش اوق میزده و گریه میکرده بالا میورده وقتی میبرنش دکتر از شکمش عکس برداری میکنن میبینن تو بدنش پر از اسپرم مرد هست... نمیشه واقعا ب کسی اعتماد کرد
هی تو اره تو با خود خودتم ک داری اینو میخونی دیگه نبینم بشینی برای چیزی که فردا اهمیت نداره غصه بخوری هااا مگه از تو چند تا توی دنیا هست ک چشمایی ک به اون خوشگلی داری پر از ناراحتی باشه؟؟ مگه کسی ک اینقدر خوشگله اینجوری باید اخم کنه؟ حالا که تا اینجا رو خوندی خواستم بگم خیلی زیبایی خیلی😍😍 حالا بخند اینجوری نه ها😊 اینجوری بخند😁😁😁 افرین روز خوبی داشته باشی😍😍😍