اوایل جوری بود که وقتی میپرسیدم چرا میری شهرستان میگفت دوست دارم تو حق نداری بگی کجا برم کجا بیام نمیخوای بسلامت .منم میگفتم نگفتم که نرو میگم مشکلی پیش اومده که میری ؟ یا زنگ میزنم از ده تا یه زنگم و جواب میداد خلاصه رفتارش خیلی بد بود .ولی من کم نمیآوردم زنگ میزدم حتی سالگرد دوستیمون با اینکه محل بهم نمیداد براش شیرینی بردم یکم بهش محبت کردم تا تو تنهایی اش یادش بیوفته. بعد کم کم کمرنگ شدم و کلا ولش کردم تو اون مدت استوری میزاشتم که کنجکاو بشه یا کارایی که یادم بیوفته یا حسادت کنه . خلاصه محبت هام یادش افتاد و خودش پشیمون شد مث چی و افتاد دنبالم الان یدیقع دیر جواب تلفن بدم میگه کجا بودی پس دیر جواب دادی.واسه دیدنم مشتاق یا بهش گفتم بری شهرستان از زندگیم پاکت میکنم بهش دستور میدم داد میزنم سرش 🤣 اونم ازم حساب میبره