مثلا امروز صب عروس خاله شوهرم زنگ زد گفت ناهار درست نکن من میارم واستون، الان قیمه اورد با دسر،خیلی خوشحال شدم دوسدارم زمان رو همين ساعت متوقف شه،
شب ساعت ۹ و نیم با همسرم میشینیم پای تی وی پایتخت میبینیم خیلی واسم شیرینه
ی الاغ داریم تو روستا، خیلی ذوق داشتم زودتر بریم خرسواری کنم، که فهمیدم حاملم کنسل شد یکم خورد تو ذوقم( البته الاغمونم حاملس)