2789
عنوان

شوهرم

| مشاهده متن کامل بحث + 779 بازدید | 50 پست
همه همینطورن در مورد داماد هم این صدق می‌کنه من البته خودم واقعا دوس‌ندارم حس میکنم ۱۰شب برم اونجا د ...

دقیقا دختر و پسر به حد مقعول باید رفت امد کنن 

ولی داماد تو دوران عقد بیشتر بره خونه پدرزن مهم نیست 

هر بچه ای منو میبینه میگه خوشبحال بچه تون چقدر مامان مهربونی داره   ولی نمیدونن من بچه ندارم  کاش خدا نگام میکرد من باردار میشدم و صاحب یه فرزند سالم و زیبا خدایا امیدم به تو هست خودت دستمو بگیر
ارزش ك نه  به چشم دختر عاقل نميبينينش فكر كنم

واقعا برامون ارزش نداره 

بعد ی ازش توقع دارن کمک کنه ولی عروسی فقط با دعوت بیاد همیشه مثل یه ملکه میمونه برامون 

هر بچه ای منو میبینه میگه خوشبحال بچه تون چقدر مامان مهربونی داره   ولی نمیدونن من بچه ندارم  کاش خدا نگام میکرد من باردار میشدم و صاحب یه فرزند سالم و زیبا خدایا امیدم به تو هست خودت دستمو بگیر

دخترا من از پف پلک بالا و  پف و گودی زیر چشمم واقعا کلافه شده بودم 😭 پیش دکتر کیوان رضایی عمل پلک بالا و پایین انجام دادم 😊

پلک پایینم بدون بخیه بیرونی بود و الان خیلی جوون‌تر و شاداب‌تر شدم 😍

جای بخیه پلک بالا هم اصلا تو چشم نیست.

هرکی میبینتم میگه چقدر سرحال و جوون شدی ❤️😍

اگر خواستین من دکترمو از اینجا پیدا کردم

واقعا برامون ارزش نداره  بعد ی ازش توقع دارن کمک کنه ولی عروسی فقط با دعوت بیاد همیشه مثل یه م ...

آره درسته اگه خودت بدون دعوت بری و زود به زود بری مادرشوهرم انتظار داره کاراشو براش بکنی اما من خوشم نمیاد دیر به دیر میرم اونم با اصرار شوهرم و زیاد از خانواده شوهرم خوشم نمیاد

دلت  خواست نمی شه زندگی مشترکه اونم دلش میخوادزنش کنارش بخوابه واقعااسی بی متطقی

نمیخاستیم کنار هم بخوابیم میخاست من خونشون بخوابم با خواهرشوهر و مادرشوهرم خوشم نمیاد خب.میریم ی جای دیگه پهلو هم میخابیم

آره درسته اگه خودت بدون دعوت بری و زود به زود بری مادرشوهرم انتظار داره کاراشو براش بکنی اما من خوشم ...

خوب میکنی هر چی دیرتر بری بهتره 

من جاریم همیشه خونه پدرشوهرم بود تو دوران عقد بعد الان که میریم خونه پدرشوهرم من میرم خوشگذرونی میکنم موقع ناهار میام میخورم شاید یه ظرف بشورم بعدش خواب دوباره گشت و گذار شلم بخورم و بریم تفریح و خواب ولی اون همیشه غذا میپزه خونه جارو میکنه چون انحام نده پدرشوهرم بهش متلک میندازه الان هم عروسی کردم سالی 5 بار برم خونشون ولی اون هفته ای میره 

هر بچه ای منو میبینه میگه خوشبحال بچه تون چقدر مامان مهربونی داره   ولی نمیدونن من بچه ندارم  کاش خدا نگام میکرد من باردار میشدم و صاحب یه فرزند سالم و زیبا خدایا امیدم به تو هست خودت دستمو بگیر
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز