سلام دوستان
قضیه اینه که من و شوهرم با اختلاف طبقاتی زیادی ازدواج کردیم. یعنی من خیلی سرم. اما عاشق هم هستیم. خونه پدری من با خونه اونا خیلی فرق داره. من همه چیزو قبول کردم و تا اینجای زندگی مدارا کردم. اما از وقتی بچه دار شدیم برای دیدن بچه که میریم خونشون باید یکی دو شب بمونیم و من واقعا واقعا واقعا بدون ادا و اطوار واقعا اذیت میشم و شرایطشونو نمیتونم تحمل کنم. بچمم بد خوابه اصلا نمیخوابه که استراحت کنم. شوهرمم منو میزاره میره پیش برادرش. من با مادر شوهرم تنها میمونم. خونشون دلگیره. ماهوارشون خرابه. نور نداره خونشون. دستشویی تو حیاطه...
ازونور بچمم نمیخوابه که کمی استراحت کنم حتی یه چای بخورم... شوهرمم میره بیرون.
این سری آنقدر بدنم بعد دو شب بیخوابی و شرایط بد ضعیف شد که اونجا کرونا گرفتم. خود دکتر گفت که تو با وجود رعایت زیاد چون در شرایطی بدنت ضعیف شده براحتی کرونا گرفتی. حالا هنوزم شوهرم زیر بار نمیره که رفت و آمدشو کم کنه میگه اونا هم نوه اشونه باید بریم.
شما جای من بودید حق به شوهر میدادید و باز میرفتید یا دعوا را میانداختید؟