یاس_سپید14 مدیر استارتر عضویت: 1388/08/21 تعداد پست: 2278 عنوان داستان عجیب مادرشوهر و جاری من 1772 بازدید | 89 پست سلام چند وقت پیش شام خونه مادر شوهرم بودیم که جاری ام هم اونجا بود البته ایشون دخترعموی شوهرم محسوب میشه خداوندا همیشه باهام بودی و کمکم کردی از این به بعد هم ازت میخوام پشتیبانم باشی 1399/11/06 | 10:56 0 نفر لایک کرده اند ... گزارش تاپیک نامناسب
bim_bom عضویت: 1399/02/05 تعداد پست: 3122 منو بلایکید هرگز با احمقها بحث نکن. همیشه بگو بله حق با شماست😉
یاس_سپید14 مدیر استارتر عضویت: 1388/08/21 تعداد پست: 2278 این جاری من خیلی اهل افه گذاشتن و تعریف از خانواده خواهر و برداراشه خداوندا همیشه باهام بودی و کمکم کردی از این به بعد هم ازت میخوام پشتیبانم باشی
بهار۶۹ عضویت: 1396/09/12 تعداد پست: 13544 از پست اول نعلومه دنبال چی هستی میشه برای همه منتظرا صلوات بفرستین؟
بزن_تو_گوشش عضویت: 1399/03/02 تعداد پست: 8935 باش -حالم خوب نیست🥶سردمه...+شاید *مُردی*،،حواست نیست...😓😔
همسرم_دنیام1382 عضویت: 1399/04/25 تعداد پست: 7290 پست.اول.خار.نداشت# ما حرفامون مخاطب نداره هر کی بر اساس کاری که کرده برداشت میکنه 💯
_ghasemfatemeh عضویت: 1399/04/09 تعداد پست: 2154 خب زن عشق زايد و تو برايش نام انتخاب میكنی، او درد میكشد و تو نگران از اينكه بچه دختر نباشد! او بی خوابی میکشد و تو خواب حوريان بهشت میبينی، او مادر میشود و همه جا میپرسند نامِ پدر!