سلام،وقت همگی بخیر🌹
ببینین میخوام راجب یه چیزی باهاتون حرف بزنم هیچ قصدی هم ندارم
پسر دایی من از خیلی وقته که بهم پیشنهاد میده...
من دقیقا یادمه کوچیکتر بودم اومد پیویم راجب یه چیزی سوال پرسید(شماره مامانم بود) منم باهاش خوب چت کردم چون همسن داییم بود بهش دایی میگفتم بعد که بزرگتر شدم مثل داداشم بود و خلاصه...اون موقع خودش بهم نگفت یه کلیپ و یه آهنگ فرستاد برام😑منم بلاکش کردم😂✌
بعدش مامانش خییلی بهم گفت منم گفتم نه...
برگشت گفت مگه من میذارم...(مگه میشه؟؟؟)
بعدش پسرداییم خیلی به بقیه گفته بود که منو راضی کنن منم به همه گفتم نه
خیلی وقت گذاشت تو این وستا هم اومد پیویم(اینم باز شماره مامانم، چون اکانت خود منو نداره هر دفعه هم میگفت آیدی خودتو بده منم گفتم صلاح نمیدونم....هر دفعه هم فقط میخواستم بلاک کنم ولی خب چون اکانت عمشه(مامانم😂) نشد😑)...اینجا دیگه تلگرام بود نشد اونو تو روبیکا بلاک کرده بودم...مامانم زیاد از روبیکا استفاده نمیکرد.
و الآن باز هم گیر دادن🤦♀️الان مامانمم راضیه(دیگه برادر زادشه)
ببینین خونه داره
ماشین داره
کار داره
ولی خب من دوسش ندارم😔و یه چیز دیگه اینکه من به نماز خیلی اهمیت میدم اینکه طرف مقابلم با خدا باشه ولی خب...
و همینطور سنشم خیلی بیشتر از منه
اصلا من سن زیادی ندارم کلاس یازدهمم☹
خییلی شدید هم به درس خوندن علاقه دارم و به هیچ عنوان نمیتونم با ازدواج درس بخونم...
اصلا دوسش ندارم😔
به هرکی میگه برین راضیش کنین هر چقدر بگه وایمیستم فقط بدونم راضیه فقط میخوام مال من بشه
منم گفتم هر چقدر هم که وایستی جواب من منفیه...۱۰ سال بگی ۲۰ سال بگی هر چقدر
همش میگن جواب قانع کننده بده و اینا....
یعنی هر کی از راه میرسه قصد اینو داره که منو راضی کنه...
انقدر گریه کردم خدا میدونه🥺اصلا مامانمینا اجبار نمیکننا...
ولی همه میان همین که ازش حرف میزنن گریم میگیره اصلا دل ندارم
بخاطر چیزی نها...فقط اینکه اینهمه دارن بهم میگن اینکه من با اون به هیچ جا نمیرسم
فقط میترسم🥺
من چیکار کنم این منو ول کنه؟
دیگه چقدر بی محلی....چقدررررر؟!!!!!!
انقدر بی محلی کردم خودم خجالت میکشم🤦♀️☹
ای خدااا🥺