خیلی ناراحت شدم گفتم غلط میکنی با مادر شاگردت صحبت میکنی میگه زنگ زده که حقوق شاگردش رو ریختم یا نه بعدم درو کوبید به هم و رفت بیرون خونه مامانش بعدش پیام داد که خیلی پرو شدی از این به بعد یه جوری باهات رفتار میکنم که به بام بیوفتی بگی محمد قبلی شو میگم من چیکار کردم قبل ازدواجم با دختر خالم اینا رفتیم مسافرت هی تو سرم میزنه و میگه چرا با نامحرم (شوهرش )رفتید مسافرت میگم با خانواده رفتیم بعدش خودش هر غلطی بکنه اشکال نداده چون مرده ولی من بدبخت بخندم هم دعوام میکنه
حالا مثل برج ظهرمار اومد خونه رفت برای خودش نیمرو انداخت و خورد و چایی گذاشت الانم داره توی گوشیش چت میکنه آخه من بدبخت عاشق چییه این شدم😭😭😭😭