من تو کارخونه کارمیکنم بعد روز اول کاریم بود یه همکار آقای خیلی مهربون وخوب وخوش اخلاق اومد کمکم یعنی هرچی ازخوبیش بگم کم گفتم اولین کسی بود ک متوجه شد من استرس شدیددارم و باحرفاش ارومم میکرد خدایی خیلی اقاوخوبه حتی وقتی کسی بهش نمیگفت حواسش به من باشه میومد کمکم حتی وقتی نگاش میکردم میدیدم داره نگام میکنه خیلی بهم کمک کرد 😍
دلم برای شبای خونه روستایی مادربزرگم تنگ شده شبایی که رو لحاف و تشک یخ غلت میزدیم شبایی که با صدای قور قور قورباغه ها جیر جیر جیرکا خوابمون میبرد آخ که چه آرامشیییییی