ما خونمون چند طبقه
توى دو تا از طبقه ها مستاجر داريم
طبقه پايينمون يه خانوم و شوهرش و دوتا بچه ى كوچيك(سه چهارساله)
يعنى خيلى جوونن
بابام و داداشم هر روز عصر ميرن بيرون
منم امروز رفتم تا جايى كار داشتم
ولى خيلى زود برگشتم
اين همسايه مثل اينكه داشته امار ميگرفته كه ماها رفتيم بيرون
ولى ديگه نفهميده بود من برگشتم
فكر كرده بود من نيستم اومده بود جلوى در واحد زنگ زده بود
مامانم در رو باز كرد
(حالا منم داشتم گوش ميدادم)