2777
2789
عنوان

درمان لکنت

| مشاهده متن کامل بحث + 287117 بازدید | 3384 پست
سلام به همه دوستان نیلی جون منم همیشه به یاد همتون هستم و واسه خوب شدن بچه هامون دعا میکنم اگه دیر به دیر میام فقط به این خاطره که اوضاع روحیم افتضاح خرابه نمیخوام انرژی منفی بدم مگرنه ندیده همتون رو دوست دارم
صدای خنده های خدا رو میشنوی؟دعایت رو شنیده و به آنچه محال میپنداری میخندد
والا ما فعلا رو دور بدبیاری افتادیمو داریم میسازیم به غیر از بقیه مشکلات رادین که همه باهم عد کرده این ماه لکنت رادین افتضاح بود طوری که با حرف زدن اون ناخوداگاه فشارم میوفتادو سرگیجه میگرفتم خدا رو شکر یک هفته است از شدتش کم شده ولی همچنان وجود داره.فردا جلسه آخر گفتار درمانیه رادینه هشت جلسه تموم شد بعدش باید یه ویزیت پیش دکتر رفیعی بریم .یه چیز خوب که این گفتاردرمانی واسه ما داشت اینه که رادین یاد گرفته وقتی زیاد گیر میکنه و نمیتونه کلمه رو بگه ناخوداگاه حالت سیلابیک و بخش بخش میگه این خیلی کمکش میکنه بعد اینکه عاشق کلاس و گفتاردرمانشه اون یک ساعت خیلی شاده چون تمریناش همش مثل بازی میمونه معلمش هم خیلی مهربون شاد و سرزندست .رادین الان دو سال‏ و نه ماهشه
صدای خنده های خدا رو میشنوی؟دعایت رو شنیده و به آنچه محال میپنداری میخندد

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

یه چیزی که باعث تشدید لکنتش میشه اینه که به شدت شیطون بهانه گیر ه لجبازه و سر خوابیدن پدره مارو درمیاره مجبور میشیم دعواش کنیم اونم لکنتش عد میکنه البته بگم به صدای باباش خیلی حساسه یعنی هربارم لکنتش زیاد شده باباش دعواش کرده که همین باعث جنگ تو خونمون شده یعنی بعدش من با،باباش دعوا کردمو اوضاع بدتر شده .خلاصه که ما رو فراموش نکنید واسمون دعا کنید که همه کارامون به هم گره خورده
صدای خنده های خدا رو میشنوی؟دعایت رو شنیده و به آنچه محال میپنداری میخندد
راستی یک ماهه بردمش هومیوپاتی که هنوز چیز خاصی ندیدم ازش.بعد تمرینات گفتاردرمانی همش همونا بوده که بچه ها نوشتن سیلابیک و کشیده گویی،آرام و شمرده قصه خوندن،با کارتهای دید آموز بازی کردن.
صدای خنده های خدا رو میشنوی؟دعایت رو شنیده و به آنچه محال میپنداری میخندد
خیلی ازت ممنونم
واقعیت اینه که ما به کمک همدیگه نیاز داریم ،واقعا هیچ مرجعی برای لکنت وجود نداره
امیدوارم به زودی از گفتاردرمانی نتیجه بگیری
منم وقتی رفته بودم کلینیک رفیعی خیلی خوشم اومد چون صدای خنده و قهقهه بچه ای رو که داخل اتاق بود میشنیدم
فکر میکنم بیشترین تاثیر رو اون محیط شاد داره
دیدم وقتی دراتاق باز شد بچه کوچولوی 2ساله که کلا مشکل گفتاری داشت ...چطور با ذوق پرید بغل خانم ...اسمشونو یادم نیست ،فکر کنم معماری بود ،اون لحظه واقعا تعجب کردم
بعد هم مامان بچه از کلینیک رفت بیرونو نیم ساعت بعد برگشت فواین یعنی یه ارتباط عالی
تمام مدت هم صدای خنده مربی و قهقهه بچه شنیده میشد
من هرروز بیشتر عاشقت میشم ....پسرم
چند روزی بود حواسم به پسرک بود.لکنتش خیلی کمتر شده بود.پریشب خواستم به باباش بگم دیدی محمدامین لکنتش بهتر شده وتمایلش به درس بیشتر....بعد باخودم گفتم بیخیال .الان بچه ام رو چشم میزنم.بزار اصلا نگم.صبحش چون خیلی بچه وسواسی هست سر اینکه جورابم صافه وکجه و....کلی غر زد موقع رفتنمون.منم دعواش کردم.همون لحظه حس کردم ازم خیلی ترسیده.بعد حتی با پدرش رفت مدرسه.یهو دیروز ظهر که ازمدرسه اومد دیدم اصلا نمیتونه حرف بزنه.خیلی بد بد بد .تمام کلمات وتمام جملات گیر میکرد.دیروز بعدازظهر دلم میخواست میمردم وزنده میشدم. اونقدر که از سردرد خوابیدم.اشکم همش سرازیر بود.وای اگر همسرم میدونست من صبح دعواش کرده بودمممممممممم
من فکر میکنم خیلی از بحث لکنت مربوط به رفتار خودماست.من وقتی خیلی براش وقت میزارم و باباش خیلی باهاش بازی میکنه اوضاعش بهتره.
هرگز به یک زن نگو:
تو که خانه بودی چه کار کردی؟
خستگیت واسه چیه؟
.باید دقیق تر نگاه کنی. ریزبین باشی?!
او هیچ کاری هم نکرده باشد، امیدت را
در این خانه زنده نگه داشته است
نیلی جان ومادر سلینا مرسی از راهنماییتون. وسلام به بقیه دوستان گلم. والا گفتم که هفته قبل رفتم با دکتر گفتار درمان صحبت کردم البته ایشون هنوز کارشناس ارشد هستند . تو شهرستانا امکانات کمه. گفتم پسرم بدتر شده . وکلا کلماتو یادش رفته. میگ شما استرس دارین وبچه فهمیده واونم اذیت میشه .هیچی دیگه کلا تقصیرو انداخت گردن من وگفت شما تمریناتون اشتباه بوده. گفتم خود شما گفتین اینجورسی تمرین کنید خلاصه بعد از کلی حرف الکی. گفت قول میدم 97 % خوب بشه ونمیخواد ببرید تهران و ...الانم منتظرم خودشون تماس بگیرن. دوباره شروع کنیم.میگه بچه داشتیم3ساله اومده 6سالگی خوب شده .اینم گفت اگه میخواین با مامان اون بچه هایی که خوب شدن صحبت کنید . من یه مطلب کلی رو فهمیدم فقط باید با بچه لکنتی آروم وبدون عصبانیت صحبت کنیم ودربرابر اذیت کردناشون صبر وحوصله زیادی داشته باشیم . اگر درمانو شروع کردیم میام خبر میدم. آرزوی سلامتی واسه همه بچه های گل.
تولد پسرم بهترین لحظه زندگیم
سپهر امروز بهتر بود خیلی نیاز به محبت ومحیط شاد داره من اصلا وقت ندارم براش فراهم کنم چون خونه نیستم وشاغلم ...موندم چکار کنم مامانها شما بیاین بگین چقدر وقت میذارین برای بچه ها؟ یعنی بازی وگردش وتفریح وغیره چقدر در روز؟
مامان 6189حتما با چندتا از اون مامانها صحبت کنید
بگید برای ارامش خودم میخوام صحبت کنم تا روحیه بگیرم ،حتمااااااااااااااااا اینکارو بکن
بیا نتیجه رو به ماهم بگو لطفا
تا هممون مطمئن شیم به نتیجه میرسیم

مامان سپهر جون واله منم خونه دارم ،پارسال بخاطر پسرم استعفا دادم
اما وقت زیادی براش نمیزارم متاسفانه
دوست داره باهاش کارتون ببینم و بازی کنم اما واقعا حوصله اشو ندارم
همش هم از اینکارم عذاب وجدان دارم
از وقتی هوا سرد شده دیگه بیرون نبردمش ،فقط تا ظهر مهد کودکه چون پیش دبستانیه وگرنه اونجا هم نمیزاشتمش
چون از اول مهر همش مریضه
پارسال که خونه بود فقط یکبار مریض شد.مهد کودک باعث میشه مرتب سرما بخورند

اما تصمیم گرفتم در این 3ماه اخر سال روشمو عوض کنم
لطفا هر ایده ای برای شادکردن بچه ها دارید بگید
من هرروز بیشتر عاشقت میشم ....پسرم
سلام. همگی خوبید؟
نیلی جان .حتما خبر میدم. والا تا امروز که هنوز تماس نگرفتن. دوباره باخودم میگم اصلا نریم گفتار درمانی. نمیدونم چه کار کنم؟ مثلا قرار بود تماس بگیرن.
من تو خونه سعی میکنم تا موقعی که پسرم خوابیده یه سری از کارهامو انجام.بدم . تا بعدش بتونم باهاش بازی کنم. البته عصرها سرم خلوت تره. خونه دارم. صبحا بیشتر کار خونه وآشپزی و... با پسرم نقاشی. میکشیم. یه سری مقوا رنگی خریدم. شکل میچینیم ومیچسبونیم. خرید بتزی میکنیم. سعی میکنم طوری باشه که پسرم بیشتر حرف بزنه وتوضیح بده. توپ بازی خیلی دوست داره. کلا هیجانش زیاده. فکر میکنم به خاطر همینه که لکنت میگیره خیلی میخواد با عجله حرف بزنه. موقعی هم که هوا گرم ومناسب باشه میریم پارک واستخر توپ وعاشقه سرسره ست. تو خونه سعی میکنم شعر بخونه وکتاب قصه خیلی دوست داره. از روی شکلای کتاب بهش میگم واسم توضیح بده وجمله بسازه. این کارو گفتار درمانی یاد داده.
تولد پسرم بهترین لحظه زندگیم
راستی. واسه پسرم رنگ انگشتی خریدم. خیلی دوست داره. یه مقوا رنگی سفید.بدید به بچتون. وبگید با رنگا نقاشی ورنگ بکشه حسابی رنگی رنگی کنه وبخنده وبعدش دستاشو بشورید. سعی کنید شعرو آهنگین بخونید ودست بزنید باهم و بخندید. من دارم تجربه میکنم. اول از همه هیجان وشتاب زدگی پسرم تو حرف زدنش. باعث لکنتش میشه. دوما هم . وقتی که ناراحت وعصبی میشه.
تولد پسرم بهترین لحظه زندگیم
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز