۱۵ روز پیش شوهرم سر بحث مسخره کتکم زد حسابی و از خونه بیرونم کرد البته بگم چون مادرش ایند با من بد هستند چند روز بود ناراحت بود
منم زنگ زدم به پلیس و شکایت کردم الان با دو تا بچه خونه مامانم اینا هستم چون گردنم زخمی شده بود رفتم پزشکی قانونی ولی نمی دونم چرا این قدر توی دلم آشوبه و از طلاق می ترسم شوهرم چند بار دیگه ام به خاطر خواهراش و مادرش دعوا به پا کرد اصلا دوست نداشت بیاد خونه همش بعد از ظهرا خونه مامانش بود روزای تعطیل با خانوادش بود بعد فقط از خواهراش حرف شنوی داره اگه بهش بگند بمیر می میره بعد خواهراشم منا حذف کرده بودند می گفتند چون زن تو از حرفای ما و تیکه هامون بدش می آد نمی خواهیمش یواشکی بابام بهش زنگ زدمو گفتم بیا بریم مشاور گفت این چند روز که نیستی به آرامش رسیدم دیگه کسی بهم نمی گه کجایی شبام بچه ها دیر می خوابیدند الان راحت شدم پلیس برات کاری نمی کنه اگه برگردی بیشتر می زنمت دیگه به من زنگ نزن نمی خوام دیگه ببینمت به جای این که از تک زدنش پشیمون باشه تازه طلب کارم بود