2777
2789
عنوان

بیاین بخندیم😆

| مشاهده متن کامل بحث + 437 بازدید | 56 پست

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

من یه جابودم کسی نبود.تادست تودماغ کردم صدنفرزوم شدن روبروم😊

😂😂😂

بریدن از زندگی زمان میبرد! دلش خواب میخواست! اما مشکل اینجا بود که فردا دوباره باید به زندگی کردن ادامه میداد! 🖤
فقط دلداری بابات😂😂😂

اره بخدا 🤕😂

دستهايم را در باغچه مي كارم سبز خواهد شد كوچه اي هست كه در آنجاپسراني كه به من عاشق بودند، هنوزبا همان موهاي درهم و گردن هاي باريك و پاهاي لاغربه تبسم هاي معصوم دختركي مي انديشند كه يك شب او راباد با خود برد   من پري كوچك غمگيني را مي شناسم كه در اعماق اقيانوسي مسكن دارد دلش را در يك ني لبك چوبين  مي نوازد، آرام، آرام.    پري كوچك غمگيني كه شب از يك بوسه میمیرد و سحرگاه از یک بوسه به دنیا خواهد آمد                        
من خدای سوتی اما ولی نمیدونم چرا هر وقت میخوام تعریف کنم مخم قفل میکن🤦‍♀️😁

😂😂

بریدن از زندگی زمان میبرد! دلش خواب میخواست! اما مشکل اینجا بود که فردا دوباره باید به زندگی کردن ادامه میداد! 🖤
من یه جابودم کسی نبود.تادست تودماغ کردم صدنفرزوم شدن روبروم😊

😂😂😂😂

دستهايم را در باغچه مي كارم سبز خواهد شد كوچه اي هست كه در آنجاپسراني كه به من عاشق بودند، هنوزبا همان موهاي درهم و گردن هاي باريك و پاهاي لاغربه تبسم هاي معصوم دختركي مي انديشند كه يك شب او راباد با خود برد   من پري كوچك غمگيني را مي شناسم كه در اعماق اقيانوسي مسكن دارد دلش را در يك ني لبك چوبين  مي نوازد، آرام، آرام.    پري كوچك غمگيني كه شب از يك بوسه میمیرد و سحرگاه از یک بوسه به دنیا خواهد آمد                        

ی بار صب زود برف زده بود کل زمین یخ بسته بود من میخواسم برم بیرون جلو درم چهار پنج تا پسر بودن همچین سور خوردم ک رفتم هوا با کله افتادم زمین دیگ تا ی ماه از در خونه بیرون نرفتم😁😂

ی بار صب زود برف زده بود کل زمین یخ بسته بود من میخواسم برم بیرون جلو درم چهار پنج تا پسر بودن همچین ...

😂😂

بریدن از زندگی زمان میبرد! دلش خواب میخواست! اما مشکل اینجا بود که فردا دوباره باید به زندگی کردن ادامه میداد! 🖤
گروه ما تو ورزش خیلی ضعیف بود یکی از هم گروهی هام به معلم ورزش گفت ما درختی نیستیم به این باد ها بلر ...

😄

بریدن از زندگی زمان میبرد! دلش خواب میخواست! اما مشکل اینجا بود که فردا دوباره باید به زندگی کردن ادامه میداد! 🖤

منم ی بار  با دوستم بحثم شد پیشه همه میخواستم بگم گوشت وا کن ببین چی میگم نمیدونم چرا زبونم نچرخید گفتم کون.. وا کن ببین چی بگم یعنی اب شدم از خجالت  اونا از خنده غش کردن من از خجالت مثل گوجه قرمز شده بودم 

دوم راهنمایی میخوندم... دختر خالمم سوم راهنمایی.. تو کوچه مامانبزرگم اینا اسکیت سواری میکردیم... دختر خالمم ی پسر بود اونو دوس داشت... پسره نشسته بود جلو در خونشون.. ما هم مثلا میخواستیم خودی نشون بدیم 😂 من جلوتر بودم دختر خالم پشتم ی سرعت گیر بود تو کوچه... چشمتون روز بد نبینه... تا رسیدیم جلو خونه اون پسره سر خوردم افتادم رو زمین.. دختر خالمم خورد ب من افتاد زمین 🤣🤣🤣🤣🤣 پسره داشت ریز ریز میخندید.. خیلی ضایع شدیم خلاصه 😂😂😂

بس دعاها که خلاف است و هلاک... کز کرم می نشنود یزدان پاک... شکر ایزد کن دعا مردود شد.. ما زیان پنداشتیم ان سود شد.. مصلح است و مصلحت را داند او.. آن دعا را باز می گرداند او...

منم ی بار  با دوستم بحثم شد پیشه همه میخواستم بگم گوشت وا کن ببین چی میگم نمیدونم چرا زبونم نچر ...

😂😂😂😂😂😂

بریدن از زندگی زمان میبرد! دلش خواب میخواست! اما مشکل اینجا بود که فردا دوباره باید به زندگی کردن ادامه میداد! 🖤
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108