رفتم دستشویی عمومی، که زنانه و مردانه یکی بود. نوار بهداشتی ام را عوض کردم. دیدم تو خود دستشویی سطل آشغال نیست. نوار بهداشتی ام را گرفتم دستم. که بیارم بندازمش تو سطل آشغال راهرو. یک مرد منو دید. منو زودی پرت کردم و فرار کردم.
خدایا چرا هر چی صدات میکنم صدام بهت نمیرسه باهام قهری من که جز تو کسی رو ندارم اگه تو دستم رو نگیری توبهم توجه نکنی من به کجا پناه ببرم خدایا بیشتر از توانم امتحانم میکنی دیگه طاقتم تموم شده نمیکشم مگه نمیگن خدا یه دری رو ببنده در دیگه ای رو باز میکنه چرا همه درات به روم بسته است خدا جز تو پناهی ندارم پناهم باش دستم رو بگیر منو محکم تو بغلت بگیر خدایااااااااااااااآااااااااااااااااااااااااااااااا.😪😪😪😭😭😭😭😭😭😭