باردار شدم یه مقدار بیحالم کارای خونه رو نمیتونم بکنم خیلی همت کنم یه خورشتی چیزی درست میکنم...شوهرم میاد خونه همه کارارو میکنه جدیدا دیشبم مرغ گرفته بود خودش خورد کرد و شست و بسته بندی کرد...من تو اتاق افتاده بودم تازه بالا هم اوردم...ناراحت میشه بالا میارم چون گریه میکنم بعدش...خلاصه که زندگیم اینروزا بدون شوهرم لنگه...تازه با دخترمم بازی میکنه نمیذاره اذیتم کنه.