میگه حرف باید حرف من باشه
باورت میشه من هرجا میرم باید بهش اطلاع بدم و اگه بگه نرو نباید برم اگه برم هم که دیگه توفان میشه
یا اگه بگه این لباسو نپوش من نباید بپوشم
انگار خودم عقل ندارم
میگه تو بچه ای و هرچی من بگم درسته
بعد من اولا خیلی مقاومت میکردم
ولی الان دیگه خسته شدم ترسو شدم
با کارایی که کرده زهر چشم گرفته ازم