من داداشم اینجوری نمیگفت اما خواستگار برام میومد برزخی میشد قیافش
یادمه 6 ماه اول عقدمون اصلا بدجور رابطش خراب بود با شوهرم دیگه شوهرم هی بهش نزدیک شد و خودشو تو دلش جا کرد الان خوبن باهم خداروشکر
داداشم 5 سال ازم کوچیکتره تو دوران عقدمون میگفت ابجی یعنی بری دیگه شبا پیشم نیستی؟ خیلی دلم گرفت آخه ما شبا عادت داشتیم باهم حرف میزدیم میخندیدیم تا دیروقت بیدار بودیم الان تنها شده گاهی اوقات شبا بهم پیام میده وقتی خوابش نمیبره