2777
2789
عنوان

وحشی بافقی

| مشاهده متن کامل بحث + 827 بازدید | 31 پست
روزگاری منودل ساکن کویی بودیم ساکن کوی بت عربده جویی بودیم ،کس دران سلسله غیرازمنودل بند نبود یک گرف ...

نرگس غمزه زنش این همه بیمار نداشت 

سنبل پر شکنش هیچ گرفتار نداشت 

 این همه مشتری و گرمی بازار نداشت 

یوسفی بود ولی کرمی بازار نداشت 


نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

بی تو ای سرو روان با گل و گلشن چه کنم؟ 

زلف بلبل چه کشم عارض سوسن چه کنم؟ 

آه کز طعنه بدخواه ندیدم رویت 

نیست چون آینه ام روی، ز آهن چه کنم؟ 

حافظ

من عاشق این سایتم😍 از تولد بچه اولم تا حالا هر وقت سوالی داشتم این سایت مثل یه خواهر و یه مادر برام بوده🥲❤ اگه قبلا منو زدین یا بهم بی احترامی کردین بگین محلتون ندم 🤭 آخه ممکنه یادم بره  

اگر یار مرا دیدی به خلوت

بگو ای بی وفا ای بی مروت
گریبانم ز دستت چاک چاکو
نخواهم دوخت تا روز قیامت

بابا طاهر


مأیوس نباش ! من امیدم را در یأس یافتم، مهتابم را درشب ،عشقم رادرسال بد... وهنگامی که داشتم خاکستر میشدم گُر گرفتم...🌈 #احمدشاملو✍

یوسفی بود ولی هیچ خریدارنداشت اولین کس که خریدارشدش من بودم باعث گرمی بازارشدش من بودم 

سالها همچو درختی که دم نجاریست: : وقت روشن شدن اره وجودم لرزید::::ناهماهنگی تقدیرنشان دادبه من:::به تقاضای خود اصرار نباید ورزید:::::::::::::::جهان دیوانه ای بی دردسر میخواست من بودم که اهل سوختن بودم که اهل ساختن بودم:::::::ما پشت همان دست که پوچ است زدیم🫣

بس که دادم همه جاشرح دل ارایی او شهرپرگشت زغوغای تماشایی اواینزمان عاشق سرگشته فراوان دارد کی سربرگ منه بی سروسامان دارد

سالها همچو درختی که دم نجاریست: : وقت روشن شدن اره وجودم لرزید::::ناهماهنگی تقدیرنشان دادبه من:::به تقاضای خود اصرار نباید ورزید:::::::::::::::جهان دیوانه ای بی دردسر میخواست من بودم که اهل سوختن بودم که اهل ساختن بودم:::::::ما پشت همان دست که پوچ است زدیم🫣

پیش اوزاغ وزغن هردویکیست حرمت مدعی و حرمت من هردویکیست

سالها همچو درختی که دم نجاریست: : وقت روشن شدن اره وجودم لرزید::::ناهماهنگی تقدیرنشان دادبه من:::به تقاضای خود اصرار نباید ورزید:::::::::::::::جهان دیوانه ای بی دردسر میخواست من بودم که اهل سوختن بودم که اهل ساختن بودم:::::::ما پشت همان دست که پوچ است زدیم🫣

درد بی درمان شنیدی؟

حال من یعنی همین!

بی تو بودن، درد دارد!

می زند من را زمین

می زند بی تو مرا،

این خاطراتت روز و شب

درد پیگیر من است،

صعب العلاج یعنی همین!

فریدون مشیری

مأیوس نباش ! من امیدم را در یأس یافتم، مهتابم را درشب ،عشقم رادرسال بد... وهنگامی که داشتم خاکستر میشدم گُر گرفتم...🌈 #احمدشاملو✍
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2834
2835
2108