ما یه زن فامیل داریم ایشون دبیر،تقریبا تو 34 سالگی ازدواج کرد،همسرش هم 40 ساله بود و قبل از اون هردو مجرد بودن،انصافا هم خیلی انسان های باشخصیتی هستن که آدم دوست داره باهاشون حرف بزنه،چون فامیل دور بودن زیاد ازشون خبر دار نبودیم تا اینکه چند روز پیش زنه اتفاقی اومد خونمون دیدیم تنهاست،اومد بهم گفت شنیده خاستگار دارم و میخایم ازدواج کنیم بعد گفت میدونی چرا تنها اومدم گفتم چرا گفت دو هفته پیش طلاق گرفتم،الان اومدم یه موضوع واست بگم،شروع کرد حرف زدن و گفت:من قبل از ازدواج میل سرکش جنسی نداشتم اما بعد از ازدواج هی بیشتر شد،شوهرمم نمیتونست نیازمو برطرف کنه و من همیشه تشنه بودم،تا اینکه با یه مرد دیگه وارد......من سرد سرد شده بودم،بعد گفت بعد از خیانتم نتونستم تو چشم شوهرم نگاه ماجرا رو براش توضیح دادم اونم طلاقم داد و رفت،یکم دیگه حرف زد باهام خصوصی...ولی خانم های متاهل واقعا رابطه اینقد مهمه؟؟یعنی اگه شوهرتون نتونه زیاد دوم بیاره تو رابطه حاضر میشید خیانت کنید؟؟چون این زنه میگفت من تا قبل ازدواج اصلا حس جنسی زیادی نداشتم بعد از اینکه ازدواج کردم و سیر نمیشدم اون کار رو کردم،نظرتون چیه؟؟
ببخشید اگه طولش دادم به این خاطر بود که اونایی که فقط میان تاپیکو شلوغ کنن حوصله نداشته باشن بخونن برن پی کارشون