2777
2789
چرا من نمیتونم تو رو تگ کنم؟

من تگم برا خیلیا نمیاد اما جزو دوستام باشی میشه

دوست داری درخواست بدم🥰

 ///موهیتا راست میگف اهواز شهر عاشقیه شهر دیوونگیه ❤ خدایا شکرت بابت همه چی♥💫///

😂😂😂😂😂😐

🔪🔪🔪🔪🔪🔪🔪🔪🔪🔪🔪🔪🔪🔪🔪

مجرد و ناکام بمیر ولی نسل فقیر تحویل جامعه نده. بار کج به مقصد رسید... دل به دل راه نداشت... اتفاقا پول هم خوشبختی آورد.... این است دنیای ما:) w ww.goftino.com/c/BVamgS فاصله رو بردار پیام بده😐 تاپیک های سال 99 و 1400 رو گردن نمیگیرم :/

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

تو چیه فاز برداشتی با اون نام کاربریت فک کردی کی هستی هان؟!    


زرت    بشین سرجات عمو جان  باد بیاد     تا نیفتادم با جارو از وسط نصفت کنم

باید برم شاید یه روز دلیلشو بهت بگم 🤍 خدانگهدارتون دوستان .......🤍
تو چیه فاز برداشتی با اون نام کاربریت فک کردی کی هستی هان؟!    

لینک تاپیکو دادم به چیکا داره میخونه دعواتو😂😂

"اعتماد"مانند یک کاغذ است، وقتی مچاله شد، دیگر به حالت اولش نمی تواند برگردد...

بی تر ادب🤨🤨🤨🤨🤨🤨🤨

کم.تربیت#  

مجرد و ناکام بمیر ولی نسل فقیر تحویل جامعه نده. بار کج به مقصد رسید... دل به دل راه نداشت... اتفاقا پول هم خوشبختی آورد.... این است دنیای ما:) w ww.goftino.com/c/BVamgS فاصله رو بردار پیام بده😐 تاپیک های سال 99 و 1400 رو گردن نمیگیرم :/

نه تو شاخی ور داشتی اسمتو گذاشتی مالفیسنت فک کردی چه خبره هان؟@

منکه مالفیستم اون هیچ 😒😎


تو فکر کردی کی هستی که پروفایل رنگارنگ میزاری 

مگه مهد کودکه ؟😟😒هان ؟  هااان؟  هااااان؟😠

رفتی# تو# فاز.عقاب#   

مالـفیسـنت :                                     Maleficent یا مـالفیسِـنت ؛ ملکه قلمرو جادویی مـوزر || یک پری جوان با دو بال بزرگ وزیـبا💫            "اِستِفان ، جوانک روستایی جاه طلبی که درجنگلی در دور دست ها، مالفیسنت را می یابد و به او کمک می کند ... و این ، آغاز یک رابطه احساسی میان یک پری و انســـان می شود؛  غافل از آنکه، استفان ،در اندیشه رسیدن به تاج وتخت پادشاهی بود. که شرط آن ،بال های زیبای مالفیسنت بود (زیرا شاه مالفیسنت را بسیار قدرتمند میدانست و به دنبال نابودی او بود ...)                        شب هنگام ، مالفیسنت ، استفان را دید ؛ با خوشحالی به سمتش پرید ، بال هــایش را بست و سرش را بر شانه ی او گذاشـت و لبخند زنان به خواب رفــت.                     سحرگاه چشمانش را باز کرد ، استفان را ندید ؛ خواست دنبالش بگردد ، امـا زمین خورد ؛ بالــــهایش نبود ... استفان بالهایش را بریده بود ... وآن روز تبدیل شد به پری شرور ... او شرور نبود ... انسانها او را مالیفسنت کردند.. " اگه دوست داشتید حرفی بهم بگید، اینجا بنویسید7090

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز