من امروز خونه رو حال نداشتم مرتب کنم گفتم خودم میزنم به بی حالی دل درد شوهرم که اومد بهش گفتم عزیزم من حالم خوب نیست هم ضعف دارم هم دل و کمر درد دارم دیکه خودش یکم خونه رو مرتب کرد زنگ زد به مامانم که بیاد خونمون کمکم باشه فردا بعد تو اتاق دراز کشیده بودم اومد بغلم کرد نازم کرد گفت نبینم غمتو یکدفعه دیدم صورتم خیس شد دیدم داره گربه میکنه گفتم چیه گفت نبینم درد میکشی 🤣🤣🤣 حالا من کاملا حالم خوب فقط خودم زدم به مریضی دیکه گفتم گریه نکن من خوبم عسلم خلاصه الان رفت بیرون گفت استراحت کن دارم میخندم
من یه زن خیلی خوشبختم تو روزهای خوب زندگیم هستم ولی منتظرخوشبختی بیشتر و روزهای بهترم.......
بهترین دیالوگی که توی عمرم شنیدم:امروز می خواهم به مصاف تزویر بروم که بدترین آفت دین است. تزویر با لباس دیانت و تقوی به میدان می آید. تزویر سکه ای است دورو، که بر یک رویش نام خدا و بر روی دیگرش نقش ابلیس است. عوام خدایش را می بینند و اهل معرفت ابلیسش. و چه خون دلها خورد علی از دست این جماعت سر به سجود آیه خوان و به ظاهر متدین...💔
بهترین دیالوگی که توی عمرم شنیدم:امروز می خواهم به مصاف تزویر بروم که بدترین آفت دین است. تزویر با لباس دیانت و تقوی به میدان می آید. تزویر سکه ای است دورو، که بر یک رویش نام خدا و بر روی دیگرش نقش ابلیس است. عوام خدایش را می بینند و اهل معرفت ابلیسش. و چه خون دلها خورد علی از دست این جماعت سر به سجود آیه خوان و به ظاهر متدین...💔