من از بچگی با مادربزرگم بودم که تنها نباشه...
چندین ساله میگذره..
تمام عمرم پاشون گذاشتم
از تفریح خودم زدم از همه چی...
دیروز یکم سر مادربزرگم داد زدم
(بحث کردیم)
امشب قلبش گرفت
به همه گفت بخاطر دعوام با من بوده...
خیلی قلبم شکست
بقیه نوه ها سالی یکبار سر نمیزنن بهش
ولی من همه عمرم پاش ریختم...
ب همه گفت تقصیر منه