من 16 سالمه
هشت ماه عقد کردم
همسرم خیلی آدم خوبیه و تنها مشکلش ظاهرشه
و گردنش کجه و تقریبا تمام اجزای صورتشو کج کرده
من برای سرزنش کردن شماها نیومدم پس لطفا کمکم کنین من قبل از ازدواج میدونستم که این مشکل رو داره اما بخاطر باطن خوبش و موقیت اجتماعیش قبول کردم و باهاش ازدواج کردم الان هشت ماهه گذشته و روز به روز حالم بد تر میشه همسرم عاشقانه دوستم داره و هیچ مشکلی هم با من نداره اما من دیگه خسته شدم با ظاهرش مشکل دارم اما نمیدونم باید چیکار کنم این مشکلش با عمل حل میشه اما کامل از بین نمیره نمیدونم دیگه باید چیکار کنم به جدایی هم فکر کردم اما نمیشه خودم از نبودنش دیوونه میشم حالا اونکه عاشقمه و نمیدونم چه بلایی سرش میاد هشت ماهه زندگی نمیکنم و هر روز استرس و نگرانی زندگیم اصلا بهم آرامش نمیده یه چشم اشکه یه چشم خون از نبودنش میترسم از اینکه دیگه نداشته باشمش میترسم از آیندم که میخواد چی بشه میترسم گاهی وقتا حتی نمیتونم نگاش کنم و باهاش حرف بزنم
دیگه موندم چیکار کنم لطفا کمکم کنین
چند بار هم تایپیک زدم و همشم همینارو گفتم