من از اول بهش گفتم حق طلاق میخوام اونم قبول کرد عاقد احمق قبول نکرد بنویسه گفت مهریه رو باید کم کنید تا اونو بنویسم منم گفتم اصلا نمیخوام
چند وقت بعدش به شوهرم گفتم بریم محضر بهم بده گفت باشه
دیگه نرفتم چون بهش احتیاجی ندارم
نه اینکه خیلی زندگیم گل و بلبل باشه ها
ولی من اگه خسته بشم طلاق نمیخوام میرم جایی که پیدام نکنن