دختر عموم کارمند بانکه نمیدونم چطوری شده که نزدیک هشتصد وام گرفته یه خونه هو داشته که فروخته یه خونه سمت پونک گرفته منم یه مقدار پس انداز داشتم یه بچه هم دارم که مشکوک به اوتیسم بود تو این بحبوحه گرونیا انقدر استرس خوب شدن بچمو داشتم که زیاد بفکر خونه نیفتادم شوهر بی خیالم هم همش میگفت خبابه خونه نخریم حالا پدرم بلند میشه میشینه نمک رو زخمم میپاشه هی میگه دختر به این مریم میگن چه زرنگه نمک به زخمم میپاشه شوهر بیخیالم رو هم که میبینم غصم سه برابر میشه