2777
2789
عنوان

سوسک بالدار سیاه اومده تو اتاقم

341 بازدید | 42 پست

چکار کنم؟ اتاقم شلوغ پلوغه گم شه چه خاکی بریزم سرم.

I walk through the valley of the shadow of death and I fear no evil couse I'm blind to it all and my mind my gun they comfort me because I know I'll kill my enemies when they come...

هیچی براش چایی بیار ازش پذیرایی کن

خدای خوبم؛ این شعر بخشی از احساس تازه‌ی من نسبت به تو رو بیان میکنه:  " مرا هزار امید است و هر هزار تویی/شروع شادی و پایان انتظار  تویی  /بهارها که ز عمرم گذشت و بی تو گذشت /چه بود غیر خزان ها اگر بهار تویی/دلم ز هر چه به غیر از تو بود خالی ماند / در این سرا تو بمان ای که  ماندگار تویی/شهاب زودگذر لحظه های بوالهوسی است /ستاره ای که بخندد به شام تار تویی /جهانیان همه گر تشنگان خون من اند/ چه باک زان همه دشمن چو دوست دار تویی /دلم صراحی لبریز آرزومندی است/ مرا  هزار امید است و هر هزار "تویی"شاعر:سیمین بهبهانی

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

نترس آجی کارت نداره اگه پیداش کردی با یه دسمال کاغذی برش دار ببر آروم بندازش بیرون تو حیاط یا بالکن 

خدای خوبم؛ این شعر بخشی از احساس تازه‌ی من نسبت به تو رو بیان میکنه:  " مرا هزار امید است و هر هزار تویی/شروع شادی و پایان انتظار  تویی  /بهارها که ز عمرم گذشت و بی تو گذشت /چه بود غیر خزان ها اگر بهار تویی/دلم ز هر چه به غیر از تو بود خالی ماند / در این سرا تو بمان ای که  ماندگار تویی/شهاب زودگذر لحظه های بوالهوسی است /ستاره ای که بخندد به شام تار تویی /جهانیان همه گر تشنگان خون من اند/ چه باک زان همه دشمن چو دوست دار تویی /دلم صراحی لبریز آرزومندی است/ مرا  هزار امید است و هر هزار "تویی"شاعر:سیمین بهبهانی

با دمپایی بزن بکشش😁😐

من از این عرضه ها ندارم مثل چی میترسم پرواز کنه😭

I walk through the valley of the shadow of death and I fear no evil couse I'm blind to it all and my mind my gun they comfort me because I know I'll kill my enemies when they come...

من اون شب یکی تو لباسم بود بیدار شدم ندیدمش باز خوابیدم باز دیدم داره یه چی راه میره شوهرمم بیدار شد نگاه کردیم هیچ نبود رفتم بغلش یهوو شوهرم دسشو مشت کرد گفت هر چی بود گرفتمش نگاه کردیم تا سوسکه😂

.
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز