بچه ها من نامزدم الان چندروزه مادرشوهرم میگه عقدکنید همین آخر هفته نامزدم هی درمورد آزمایش میپرسه و تحقیق میکنه گیردادم بهش گفت چندروز پیش که پیش من بوده باهم رابطه داشتیم البته ن رابطه کامل معاشقه برااینکه دیر ارضا بشه شیره خورده ی کم الان حالم خیلی خرابه شک کردم به همه چی شما بودید چکار میکردید
نمیدونم با رفیق صمیمیشم الان صحبت کردم مثل داداشمه به اونم خیلی نزدیکه خاک مادرشو قسم خورد گفت تا چندسال پیش بعضی وقتا تفننی مصرف میکرده دو ساله هیچ مصرفی نداره تاالان که خودش اینو گفته حالمو بدتر کرد باچه بدبختی جهیزیه جور کردم ذوق عروسی دارم چی جواب خانوادمو بدم
از اشناهامونن اونا واسه زندگی چندسالیه رفتن شهردیکه بعد چندسال تو ی مهمونی همو دیدیم بیشتر باهم آشنا شدیم دوسه ماه قبل نامزدی دوست بودیم انتخاب خودم بود