بچه ها من نامزدم الان چندروزه مادرشوهرم میگه عقدکنید همین آخر هفته نامزدم هی درمورد آزمایش میپرسه و تحقیق میکنه گیردادم بهش گفت چندروز پیش که پیش من بوده باهم رابطه داشتیم البته ن رابطه کامل معاشقه برااینکه دیر ارضا بشه شیره خورده ی کم الان حالم خیلی خرابه شک کردم به همه چی شما بودید چکار میکردید
1400/1/18 دومین فندوق مامان خوش اومدی تو دلم ... 1400/4/9 هلنا قشنگ من دخمل نازم .... یه مامان شاد و پر انرژی که جز شادی و خوشحالی و آرامش پسرم چیز دیگه ای مهم نیست ... خونه بهم ریخته مرتب میشه چای سرد شده رو میشه عوض کرد غذای یخ کرده رو میشه داغش کرد ظرفای نشسته بالاخره شسته میشن اما هیچوقت بچه هامون دیگه ۱ساله یا ۲ساله یا ۳ساله یا ........ نمیشن پس از لحظه به لحظه بزرگ شدنش لذت میبرم و سخت نمیگیرم ... پسر کوچولوی من مامان عاشقته