2777
2789
عنوان

یادمه شبی که...☻

| مشاهده متن کامل بحث + 960 بازدید | 99 پست

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

خب یه خر در حد اسب پیدا کن

هیچ خری اسب نمیشع...همونجوری ک هیچ اسبی خر نمیشع/

من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/
وایییییی عجب حرفی زدیا🥵😂

چاخلص پاخلصیم/

من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/
خخخخخخخخ گندزدی ب موضوع تاپیک

گند نزدم‌اراده و قدرت دادم بهتون

پیشنهادم اینه اعنگ اون دیگه نمیتونه تتلو رو حتما حتما گوش کنید

دقیقا برای همین تاپیک و امثال استارتر خونده

🖤 Nili ❤ Nili 💛 Nili 💖 Sara 💜 Nili 💚 Nili 💙 Nili 🤍
قبرستون🤷‍♀️


اره

خیلی خیلی عاشقم بود ۴سال باهم بودیم

خیلی بدولش کردم و شوهرکردم 

صدتاعکس ازم داشت همه جورعکسیاااا

اگه یدونشو ب کسی نشون میداد حکم مرگم بود 

مردونگی کرد هرچی بودونبود پیش خودش نگه داشت

چرا خو با خودش ازدواج نکردی:/


بابام نذاشت

باید میرفتم شهرغریب تک فرزندبودم نذاشت

شرایط شوهرمم خیلی بهتربود میگفت نمیذارم زن اون بشی

ابروم جلوهمه رفته بود همه میدونستن باهاشم هزارجور حرف داشتن میساختن

قزات😍🤪

کرع گیانمی...کوردی؟/

من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/
خرا باهم فرق میکنن خر خوب و خر بد داریم خر قوی و خر ضعیف

ولی خب هیچ اسبی خر نمیشع/

من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز