کامنتا رو میخونم انگار پدرمادر من مسلمون نبودن شوهر من مسلمون نبود
من از بچگی هر جا میخواستم میتونستم برم به پدر و مادرم خبر میدادم
شما خودتون بچه دارین اجازه میدید به بچه هاتون هر جا برن ؟ بدون اینکه به شما بگن ؟
اینکه زن ها و دخترها احساسی ترن و خیلی وقتا احساس برمنطقشون غلبه میکنه رو انکار میکنین؟
نمونه اش این همه کامنت که دوست پسرم فلان کار و کرد بهمان کار و کرد هنوز پاش مونده
یا ولش کرده رفته دعا میکنه برگرده کسی که معلومه علاقه ای بهش نداشته و همه میگن ولش کن ولی باز چسبیده و التماس پسره رو میکنه
میگن اجازه پدر چون مرد منطقی تر رفتار میکنه
پدر خیر دخترشو میخواد حالا استثنا هست ولی عموما کدوم پدریه که دخترشو دوست نداشته باشه
میگه از پدر اجازه بگیر یعنی برو به پدرت بگو مشورت کن پدرت صلاحتو میخواد با تجربه و عقلاتی تر تصمیم میگیره
میگه شوهرت خب بده تو کارا با یه مرد مشورت کنی؟
تو ازدواج حق انتخاب داری یکی رو انتخاب کن که مثل خودت باشه بدون رضایت خود دختر عقد باطله
مردی که نتونه عدالت و مساوات رو برقرار کنه بین زناش نباید زن بعدی بگیره بدون اجازه زن اولش نباید زن بگیره
یکی رو انتخاب کن که دل به خواه به اسلام عمل نکنه
یکی رو انتخاب کن که هر جا میره هم بهت خبر بده
ولی واقعا به نظر من که جالب نیست دو نفر که نزدیک ترین به هم هستن خبر نداشته باشن که همسرشون کجاست و چیکار میکنه