من بودم نمیذاشتم اگر قبول نمیکرد بهش میگفتم فردای پیری هم یاد من نیفت اون موقعم به عروست بگو نگهداریت کنه.عین مادر بزرگ من که دختر رو فرزند نمیدونه فقط دوست داره بده عروساش بخورن بعد مریض میشه دختراشو صدا میزنه آخرش که خوب میشه میگه من مال و منالم مال عروسامو پسرامه شماها برید اینجا نیایید بارها و بارها اینکارو کرده ولی خاله اینای من کلا سادن
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
چه لاکچری.یه جوری میگین یه زمین انگار یه دست بشقاب داده بهش.الان توشهر ما یا حتی یاغ های پدریمون تو ...
خب ی قسمتشم برسه به عروسه. نمیدونم چرا ی سریا عروسو از خودشون نمیدونن. به هر حال اون بوده ک تو همه شرایط کنار شوهرش بوده. مادر شوهرشم با این کاره قشنگش ازش قدردانی کرد.
آرزو میکنم یکیو داشته باشین وقتی فهمید دوسش دارین ، بیشتر عاشقتون بشه :)
یعنی چی حقش نیست؟ یعنی واقعا فکرتون اینجوریه ؟ زندگی رو کشک می دونید؟ خب وقتی همجنس هامون اینطوری فک ...
اره واقعا فکرم اینجوریه.شوهرش کل زندگیشو بزنه به نام خانومش،خوشحالم میشم قدر زنشو میدونه.ولی مامان من همچین کاری کنه ،تو مشکلات از من نباید انتظار داشته باشه.از عروسش انتظار داشته باشه
اسی مامانت اموالش زیاده؟یعنی انقد زیاده که یه زمین توش تقریبا هیچه؟یا نه این زمین قسمت اصلی ثروتشه؟من باشم تهدید میکنم میگم دیگه اسم منو نیار عروس جونت بیاد تر وخشکت کنه.انشاالله مادرت همیشه سلامت باشه ولی خدایی نکرده اگه مادرت مریض بشه مطمئنم عروس یه استکان چایی هم دست مادر شوهر نمیده.چرا به اسم داداشت نمیزنه؟مثلا داداشت میفروشه