چرا تو ای شکسته دل، خدا خدا نمی کنی ؟
خدای چاره ساز را، چرا صدا نمی کنی
برای درد بی دوا، چرا دعا نمی کنی ؟
بیا چو مرغ شب بخوان، ترانه ی خدا خدا …
الا که نامه ای سیه به دست خالی ات بود
سرشک تو نشانه ای ز خسته حالی ات بود
دل شکسته شاهد شکسته بالی ات بود
شکسته بال من بیا سفر کنیم تا خدا
شبی بیا و تا سحر، به هر ستاره سر بزن
از این قفس به آسمان چو مرغ خسته پر بزن