2777
2789
عنوان

چهره همسرم

| مشاهده متن کامل بحث + 2900 بازدید | 146 پست

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

نه اینجوری نیس یه عکس میخوام بفرستم هرکاری میکنم ارسال نمیشه  


سایت مشکل داره این مدل عدم تقارن میگم

میخوای تلگرام داری ایدی بده اونجا بفرس باتایمر

طوری زندگی کن که انگار فردایی وجود ندارد.

سلام آسمان جان...


من با کسی صحبت کردم و متوجه شدم اشتباه شما رو راهنمایی کردم.

من بابت حرف اشتباهم واقعاناراحتم و عذر میخواهم.


عزیزم اگر از نظر رفتار و کردار ،همسرجان مشکلی ندارن ، این حال شما میتونه افکار شیطانی باشه که بخواد زندگی شما رو بهم بریزه .

زیبا ترین آدم ها هم با زمانی میرسه که زیباییشون رو از دست میدن یا بیماری میگیرن یا قربانی اسید پاشی میشن و...  اما رفیق و شریک زندگیشون کنارشون میمونن به خاطر اون روحی که فرد داره اون چیزی که درونشون هست.

آدم ها رو برای خودشون دوست دارن نه ظاهرشون که خودشون دربدست آوردنش و از دست دادنش هیچ نقشی ندارن و خدادادیه...

اگر  خدایی ناکرده مادر شما زیباییش رو از دست بده ، بنظرتون پدرتون ایشون رو رها میکنن ؟؟


من قبلا بهتون گفتم که پیشنهاد دلسوزانه عمل کردن بدید ،ولی به شدت پشیمونم ، حتی پیشنها ساده و دلسوزانه این موضوع هم بذر شک و ناراحتی تو قلب فرد مقابلتون میکاره و زندگیتون رو به لبه پرتگاه میبره و تا آخر عمرتون فراموش نمیشه.


پس خواااااهش میکنم اینکار رو نکنید!!


اگر با تمام خوبی هایی که نامزدتون دارن هنوز چیزی هست که شما رو اذیت میکنه ،فکر میکنم خودتون پیش مشاور برید و راهنمایی بگیرید.


اگر هم فکر میکنید ازدواج تو سن پایین ثبب این افکار هست که منم مثل خود شما تو سن کم ازدواج کردم قطعا بعد ازدواج متوجه تفاوت هایی شدم که دوسشون نداشتم ولی فرد مقابلم اینقدر برام ارزش داشت تا از اونها چشم پوشی کنم.


اگر دوست داشتی لطفا جواب پیامم رو بده

من بابت حرف اشتباهم واقعاناراحتم و عذر میخواهم.

سلام آسمان جان... من با کسی صحبت کردم و متوجه شدم اشتباه شما رو راهنمایی کردم. من بابت حرف اشتب ...

ممنون که کمکم کردی خیلی ممنونم ازت 

ولی بخدا نمیدونم چرا گاهی وقتها بخاطر این عیبشه که از زندگی کردنه باهاش منصرف میشم نمیدونم شاید افکار شیطانیه نمیدونم بخدا نمیفهمم همسر من خیلی خیلی آدم خوبیه گاهی وقتها که عاشقش میشم عاشق چهرش نمیشم اون حال خوبی رو که کنارش دارم رو دوست دارم نمیدونم چرا نمیتونم رهاش کنم و نمیتونم برم باهاش زندگی کنم انقدر دلم میسوزه براش از خودم متنفرم همش دلم برای اون میسوزه وقتی کسی بهم میگه برو طلاق بگیر از اون آدم متنفر میشم وقتی ازم ناراحت میشه دلم میخواد خودمو بکشم نمیدونم این حسام معنیه چه چیزی رو میده اما با جرئت میتونم بگم خیلی از وقتها بوده که واقعا واقعا عاشقش بودم هرچند مدتش کم بود و این حس از بین میرفت اما بازم دوستش داشتم بخدا هیچکس حرفمو نمیفهمه خانوادم زیاد برام ارزش قائل نیستن نمیدونم چرا خیلی دوستم ندارن خیلی از وقتها به اندازه ای دلم برای همسرم تنگ میشه که اصلا نمیدونم باید چیکار کنم اما باز هم با وجود تمام این حسا نمیتونم باور کنم یا قبول کنم که یک عمر میخوام باهاش زندگی و این حسم نمیدونم بخاطر عیبیه که داره یا چیز دیگه من همسرم رو کاملا قبول نکردم شاید اگر سنم بیشتر بود بهتر تصمیم میگرفتم و الان تنها چیزی که حالم رو خیلی خیلی بد میکنه سرکوفت گذشته و حرف طلاقه من نمیگم عاشق همسرم هستم اما ازش متنفر هم نیستم چون خیلی دوستم داره ممکنه هیچوقت نتونم فراموشش کنم یا اگه طلاق گرفتم یکی دیگه اومد تو زندگیم هیچوقت به اندازه ی این دوستم نداشته باشه یا چیزاییی که تو زندگی با این دارم رو تو زندگی با هیچ کسه دیگه نداشته باشم انقدر میترسم از روزی که دیگه نباشه نداشته باشمش بخدا شاید همین عین دیوونگی باشه ولی گاهی وقتها حاضرم تمام این حسای بد رو تحمل کنم اما اون با ناراحتی از من نخوابه نمیدونم این چه معنایی رو میده شایدم دوستش دارم اما خودم نمیدونم 

کاش همیشه یکی مثل شما باشه که بجای سرکوفت زدن آدم رو درک کنه و کمکش کنه 

ممنونم ازتون بازم اگه نظری داشتین بهم بدین

ممنون که کمکم کردی خیلی ممنونم ازت  ولی بخدا نمیدونم چرا گاهی وقتها بخاطر این عیبشه که از زندگ ...

شاید هم از اول نباید باهاش ازدواج میکردم که الان نمیتونم ولش کنم و نه میتونم برم باهاش زندگی کنم تازه اونم عاشقم شده کاش خانواده ای داشتم که یکم به فکرم بودن 

بخدا تو این 7 ماهی که عقد کردم انقدر پیر و شکسته و لاغر شدم که هیشکی باورش نمیشه 16 سالمه خودم آسم داشتم الان مشکل قلبی هم پیدا کردم دور چشام گود افتاده وقتی میرم جلو آینه دلم برای خودم برای خنده هام برای شیطنت بازیام تنگ میشه😞😔

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108