عقل ندارن
میرن میدن همه چیشون میره.... بعد پسره میزنه زیرش میگه خونوادم ، درسم، پول ، فلان و...
بعد میشینن مثل خ.ر عر میزنن😆 توجیهشونم اینه که میخواستم پایبندش کنم ، وابستم شه و فلان
ایییی خاااااعک 🤚🙋♀️
.
من و آقای همسر هم دوست بودیم، اما از اون اصرار....از من انکار! بعد کلی التماس شماره مامانم گرفت به زور و اومدن خواستگاری☺
سرجمع ۴، ۵ ماه دوست بودیم!
اینطوری تور بزنید ، نه آت و آشغالای علاف کف خیابونو😁