افلیج های من ....اوسکولسیم های من.....پاهای خواهرمو @mimiram توی اب گرم بمالین/
من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/
من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/
دل من تنگ چشایی ست که نیست.... 🥺 میشه برا محمد آیهان کوچولوی من دعا کنید چشماش خوب بشه 😔 شاید خدا صدای شما رو زود تر بشنوه 🙏یعنی میشه مثل بقیه بچه ها محمد منم همه جارو ببینه و بازی کنه 😔 خــــدایـــا ایــنـ هــمــہ اسـتـخــوانـ داشــتـمـ 😞چـــرا دلــمـ را شــکـسـتیـــــے؟؟خسته ام از اینکه هر روز جلوی آینه اتاقم نقش قوی ترین مادر دنیا را بازی میکنم ولی شب ها همه قوی بودنم را کنار بگذارم و یکباره همه قوی بودنم از چشم هایم بیرون بریزد و تا صبح ضعیف ترین آدم جهان باشم ...😓🖤
خاعک تو سرتووبی ظرفیتع عقب افتادع ....خاااعک دو عالم کیلو کیلو بر دعاانت اوسکلسیم/
/
من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/