دوستای عزیز لطفا کمکم کنید چجوری از خودم مراقبت کنم
من دو ساله ازدواج کردم شوهرم تکه برادر دیگه ای نداره پدرش نابیناست و سن پدر مادرش بالاس تو روستاس خونشون نیم ساعت با ما فاصله دارن،بخاطر کارای باغ کل تابستونو اونجا بودیم خونه اونا،همیشه رفتارای مادرشو تحمل کردم اما این سری آخر که رفته بودیم پدربزرگم تازه فوت کردن مادرشوهره هی آهنگ باز میکرد صداشم بلند میکرد منم دو بار گفتم ناراحت میشم دو روز باز نکن دا من اینجام اهمیت نداد باز کرد شوهرم بهش تذکر دادنی دعوا شروع کرد نفرین کرد من اول چیزی نگفتم دیدم هی میگه جوابشو دادم به خانوادم و...توهین کرد منم گفتم خودتی هی داد زد از خونه من برو بیرو