البته موضوع واسه چند وقت پیشه ولی یادم میفته اعصابم خورد میشه.
تو خونشون بودم اعصابش خیلی خورد بود،سرم غر زد گفتم من بمیرم تو راحت بشی،یهو جلو مادرش محکم زد تو دهنم بعدش رفت بیرون،انقدر گریه کردم،مادرشوهرمم پا به پام نشست گریه کرد خیلی معذرت خواهی کرد بغلم کرد گفت تو دختر منی.