2777
2789
فدای تو عزیزم ایشالا توهم ب عشقت برسی و این روزا بشن خاطره

همچنین برا تو................از اشنایی باهات خوشحال شدم.............شب خوش

 تاریخ رابنگر لرها همیشه افتخار این دیار بوده اند وخواهند بودافتخار میکنم لر هستم

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

یه خونه بگیرین نزدیک مامانت بهش سر بزنی همیشه سعی کن همه رو حتی کسی هم که دوسش داری رو قانع کنی

عزیزم ممنون ازراهنماییت.........انشالله شماهم خوشبخت بشین کنار عشقتون..................از اشنایی با شما خوشحال شدم........شب خوش

 تاریخ رابنگر لرها همیشه افتخار این دیار بوده اند وخواهند بودافتخار میکنم لر هستم
چرا عزیزم

شوهرم مریض شده فردا میخواد بره ازمایش کرونا بده خداکنه نداشته باشه😭😭😭بچه کوچیکم دارم پرستاری ازش سخت میشه خیلی..توروخدا دعا کنین کرونا نباشه😭

رسیدن به تو چیزی کمتر از معجزه برام نیست😍👨‍👩‍👧💕

منم امشب دلم گرفته هر چقد به شوهرم خوبی میکنم انگار من واسش مهم نیستم 😏

برای خودم و زندگیم دعاهای خوب کنین که منو و شوهرم طلاق نگیریم و خوشبخت بشیم ان شاءالله 😔🙏🏻 دعا برای مادرم سر به راهیش و عاقل بشه 😔 خواهر خوشبخت بشه، 😔کم اوردم  از طرف شوهرم خیانتش هیز بودنش ،خیلی محتاجم به دعاهای قشنگتون😘ایشالله برای خوشبختیم دعا کردی صد برابر خوبش بهت برگرده آمین..کاربری چهارمهههه🥴😪🤦🏻‍♀️

دل منم گرفته. اینقدر گریه کردم. بارسنگین برداشتم احساس میکنم مثانم پایین افتاده. تورو خدا بادلای پاکتون برام دعاکنین مشکلی نباشه ورفع شه. میخام برم دکتر. ان شاالله به مراد دلتون برسین

کاش اول با مادرشوهرت درمیون میذاشتی 

طاقت نیاوردم امروز خودم به خواهرشوهرم اسمس دادم و کارایی که با من کرد و دلم شکوند بهش گفتم اونم گفت تو یه طرفه نگاه کردی و نمیخواد قاضی باشی و ....



منم باهاش بازم حرف زدم دلایل آوردم که به اشتباهش پی ببره عذر خواهی کرد منم عذر خواهی کردم ولی شبیه قبل نیستیم بهش گفتم بیا خونمون گفت نمیتونم خونه خودمون راحتم گفتم میخوای سنگین باشی گفت نه مامانم گفته که باهات حرف نزنم تا دوباره حرفی نشه گفت پیاماتم برای مامان خوندم .... منم دیگ اصرارش نکردم خودم رفتم خونشون ولی اون مادر شوهر  قبلیم انگار نبود قبلا بیشتر منو تحویل میگرفت


دل منم گرفته. اینقدر گریه کردم. بارسنگین برداشتم احساس میکنم مثانم پایین افتاده. تورو خدا بادلای پاک ...

سلام نگران نباش عزیزم مثانه طوری نیس که بار سنگین بیوفته پایین احتمالا نافت افتاده که حس میکنی مثانته اما امیدورم که چیزی نباشه برات دعا میکنم 

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز