2777
2789
دیگه روز خوب نمیخام،مگه آدم چند بار ی چیزو از ته دلش میخواد

درکت میکنم 

وقتی یه چیزی رو میخوایم یا نمیرسیم یا دیر بهش میرسیم و اون موقع سنی گذشته ازمون دیگه هیچ لذتی نداره اون خواسته

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

مامانش قبول نکرد

الهییییییییی❤

 هیچ وقت تنهایی زندگی عادت نشد !از روزی ک فهمیدم  تنها افریده شدیم تا امروز زجر کشیدم فقط گاهی تونستم ذهنمو منحرف کنم از اصل قضیه اما تنهایی انکار ناپذیر بود همیشه ...توهم تنهایی مث من !
من یکی رو دوست داشتم. برای عقدش ما رو دعوت کردن. خانواده‌ پسر خیلی اصرار کردن بیاد منو بگیره گفت نه. ...

این اتفاق واسه منم افتاد منم رقصیدم کل مجلس هم میدونست قبلا بامن دوست بود ولی واقعا برا من مهم نبود 

دیگه روز خوب نمیخام،مگه آدم چند بار ی چیزو از ته دلش میخواد

یبار 

همون یبار هم نمیشه 

تا یاد بگیری آسمون به زمین نمیاد

هر وقت بخاطر حرف درستی که زدی، بهت گفتن اراذل اوباش آیه ی 27 سوره ی هود رو بخون که به حضرت نوح (ع) گفتن :"..... وَمَا نَرَاكَ اتَّبَعَكَ إِلَّا الَّذِينَ هُمْ أَرَاذِلُنَا بَادِيَ الرَّأْيِ وَمَا نَرَىٰ لَكُمْ عَلَيْنَا مِنْ فَضْلٍ بَلْ نَظُنُّكُمْ كَاذِبِينَ"----->.... ما کسایی که از تو تبعیت کردن رو جزو اراذل (انسان های پست) میدونیم و شما برتری نسبت به ما ندارید بلکه فکر می‌کنیم دروغگو هستید 🌹🐤شش ماهم که بود مادرم بخاطر شغلش مجبور شد منو بذاره مهد کودک، برای همین خانه داری رو انتخاب کردم💛 💐خدای مجازی همون خدای دنیای حقیقی هست منتهی کسایی که یه عمری بخاطر حرف مردم خوب بودن اینجا که ناشناس میشن تمام پرده های حیا رو میدَرَند.... 💐صبر اینه که توی سختی از حالت پیش مردم شکایت نکنی،خدا بدش میاد لیسانس دارم و مطالعه میکنم ولی خانه دار بودن رو انتخاب کردم، هدفم تربیت بچه ام هست 🐣🌺 و علت حضورم اینجا اینه که بازخورد کارهام و تجربیاتم رو ببینم 🌺

بچه ها عکس پروفایل من تو گوشی شما چیه؟اگر سخت نیست بگین ممنون

😍💞دختری هستم چشم و ابرو مشکی😍پوست سفید😍😘چشمون درشت😍مو بلند و خرمایی 😍😌نقاش خانوم 😍 درسخون و اهل کتاب 😌🌹 هر سوالی راجع به نقاشی رنگ روغن و سیاه قلم داشتین بپرسین 😉

من قبل از همسرم با یکی دوست بودم اولش خواستگارم بود مامانم اینها مهریه رو سنگین گرفتن اونام ترسیدن ، چندسال بعد باهم دوست شدیم بیخبر از خانواده ها  ، خیلی برام قشنگ بود یعنی اونجا عشق رو تجربه کردم ، انقدر براش میمردم اگه بدونی به چه ذلتی شد ، خلاصه نشد به هم برسیم من خیلی حالم بد بود ، ولی اونجا نمیفهمیدم تا با شوهرم اشنا شدم ، ی چیزی میگم خدا برام حفظش کنه چشم بد دور ، شوهرم شده همه کسم ، باورتون میشه روزی هزار بار میگم شکر اون رفت   ، مادرشوهر مهربونم کجا اون خانم مادر اون کجا ، خداروشکر راضی باش به حکمت خدا ، انشالله بخت بهتر گیرت میاد ، معجزه خدا زیاده ، شاید الان دلت سوخته حرفمو نمیفهمی ولی مطمعنم اروم میشی برات سوره والعصر  زیاد میخونم به نیتت ، خودتم زیاد بخون ، توکل به خدا گلم 

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز