2777
2789
عنوان

🍃بیاین یه بیت 😍 شعری😍 که خیلی دوسِش دارید؛ بگید...🍃

| مشاهده متن کامل بحث + 771 بازدید | 138 پست
بعد تو مرگ‌ِ من انگار که نزدیک‌ تر است با جنون مرزِ منِ شب زده باریک ‌تر است حرف یک آدمِ دیوانه سند ...

گفتی به من نصیحت دیوانگان مکن!
باشد، ولی نصیحتِ دیوانه می‌ کنی...
فاضل نظری

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

گفتی به من نصیحت دیوانگان مکن! باشد، ولی نصیحتِ دیوانه می‌ کنی... فاضل نظری

باید خودت لبخندِ چشمان ترم باشی
جلد توام، باید خودت بال و پرم باشی

در سجده اش خوشبختیم را آرزو کرده...
باید که مصداق دعای مادرم باشی

دوری نمی‌آید به ما؛ باید بیایی تو...
نزدیک تر، معشوق تر، عاشق‌ ترم باشی

دیوانه تر با اینکه خواهم شد، ولی ای ماه!
باید تمام عمر این‌جا، در برم باشی

جز من کسی قدر تو را هرگز نمی‌داند
می‌خواهمت تا ثروتم، تاجِ سرم باشی

مثل قدیمی ها تو را یک عمر می‌خواهم...
هم اولی بودی، هم عشق آخرم باشی

بی تو سراسر گریه ام، یک بغض بی پایان...
باید خودت لبخندِ چشمان ترم باشی

ای بر پدرت دنیا آهسته چه ها کردی  بین من و دیروزم مغلوبه به پا کردی

ای چَرخ همان گیر که از جورِ تو مُردیم؛
هر دَم اَلَمی بر اَلَم افزودنِ ما چیست...!
وحشی-بافقی

زیر قدمت بانو دل ریخته ام برگرد😔 از طاق هزاران ماه آویخته ام برگرد

قلبم هنوز زیرِ غزل لرزه‌هایِ توست
بگذار تا بِلَرزد و زیر و زِبَر شود...
زنده-یاد-نجمه-زارع

باید خودت لبخندِ چشمان ترم باشی جلد توام، باید خودت بال و پرم باشی در سجده اش خوشبختیم را آرزو کرده ...

نمازم را قضا کرده تماشا کردنت ای ماه!
بماند بین ما این رازها بینی و بین الله...
سیدحمیدرضا-برقعی

نمازم را قضا کرده تماشا کردنت ای ماه! بماند بین ما این رازها بینی و بین الله... سیدحمیدرضا-برقعی

در غم شده ام خلاصه امشب بی تو...
می‌سوزدم آخرش شبی تب بی تو...

جانم به لبم رسیده از دلتنگی!
عمری شده ام ز غم لبالب بی تو...

گفته بودی همیشه خواهی ماند، سنگ بارید،شیشه خواهی ماند

گفته بودی ترَک نخواهی خورد، دین و دل از کسی نخواهی برد


گفته بودی عروسِ فردایی، با جهانم کنار می‌آیی

گفته بودی دچار باید بود، مردِ این روزگار بابد بود


گفته بودی،ولی نشد انگار دست از این کودکانه ها وردار


گفته بودم نفاق می‌افتد، اتفاق،اتفاق می‌افتد

گفته بودم شکست خواهم خورد، از تو هم ضربِ شَست خواهم خورد


در غم شده ام خلاصه امشب بی تو... می‌سوزدم آخرش شبی تب بی تو... جانم به لبم رسیده از دلتنگی! عمری شد ...

کامم اگر نمی دهی، تیغ بِکش مرا بُکش!
چند به وعده خوش کنم، جانِ به لب رسیده را؟
رهی معیری

ریپلای#  

کامم اگر نمی دهی، تیغ بِکش مرا بُکش! چند به وعده خوش کنم، جانِ به لب رسیده را؟ رهی معیری ریپلای# ...

این بار پاشیدم به زخمِ خود نمک‌ها را!
آتش زدم وقتی نبودی قاصدک ها را!

گفتند می‌آیی به خوابم لااقل یک شب...
باور نکردم! از برم دیگر کلک‌ها را!

در هیچ دنیایی تو سهمِ من نخواهی شد...
ای‌کاشکی مادر نمی‌زاد این فلک‌ها را!

ترسیدم از هر سیبِ سرخ و هر شروعِ نو...
بعد از تو آسان راندم از خود آدمک‌ها را!

در خود شکستم، گرچه آبادم نمی‌خواهی...
ای کاش می‌ماندی که بشماری ترک‌ها را!

دیوانه‌تر کرده منِ دیوانه را دوری...
آتش زدم وقتی نبودی قاصدک ها را!

گفته بودی همیشه خواهی ماند، سنگ بارید،شیشه خواهی ماند گفته بودی ترَک نخواهی خورد، دین و دل از کسی ن ...

دل و دین و عقل و هوشم؛ همه را بر آب دادی!
ز کدام باده؛ ساقی! به من خراب دادی؟
چه دل و چه دین و ایمان؛ همه گشت رخنه رخنه؛
مژه‌هایِ شوخِ خود را؛ چه به غمزه آب دادی...

فیض کاشانی

این بار پاشیدم به زخمِ خود نمک‌ها را! آتش زدم وقتی نبودی قاصدک ها را! گفتند می‌آیی به خوابم لااقل ی ...


آنچه از تو برده ایم این زخم هایِ کهنه است؛
آنچه از ما برده ای ای عشق! عمری آبروست...
حسین زحمتکش

آنچه از تو برده ایم این زخم هایِ کهنه است؛ آنچه از ما برده ای ای عشق! عمری آبروست... حسین زحمتکش

من درد دارم، کاش درمانم تو باشی
تردید دارم، کاش ایمانم تو باشی

بیزارم از هر ساعت و هر لحظه بی تو...
باید که فروردین و آبانم تو باشی!

دارم کویری در دلم این روزها، کاش...
شان نزول چتر و بارانم تو باشی!

بی تو سراسر غربتم؛ باید بیایی...
خانه، وطن، تبریز و تهرانم تو باشی!

دیگر دوام آوردنم را علتی نیست...
سخت است بی تو، کاش آسانم تو باشی!

هرچند غیرممکن است و دیر اما...
من درد دارم، کاش درمانم تو باشی

دردسرهای ما تفاوت داشت،من سرم گرم پای یستن بود نقشه‌ها می‌کشید چشم‌هایت،چشم ها چشم دل شکستن بود

پلنگ سنگی دروازه‌ های بسته شهرم
مگو آزاد خواهی شد! که من زندانی دهرم
تفاوت‌ های ما بیش از شباهت هاست باور کن!
تو تلخی شراب کهنه ای؛ من تلخی زهرم...
فاضل نظری

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز