2777
2789
عنوان

ی تاپیک باحال

| مشاهده متن کامل بحث + 441 بازدید | 51 پست

یکی از خصلتای خیلی گرامیمم این بود ک سر سفره هرچی میدیدم قاتی میکردم ک حال بقیه رو بهم میزد مثلا تو لیوان آب سر سفره دستمو میشستم تو همون آب برنج و سوپ و خورشت و سالاد میریختم بعدم میخوردم

میگم عجیب نیس تا حالا سرطان نگرفتم؟

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

من تو عکس و فیلم همه ی عروس دومادای فامیل هستم. تو فیلماشون حسابی هنرنمایی کردم.یکسره بهشون میچسبید ...

الهییی منم عروس نزدیکم میرقصید دست میزدم ب لباسش😁

الهییی منم عروس نزدیکم میرقصید دست میزدم ب لباسش😁

من پیش خودم فک میکردم خوش ب حالشون بعد عروسامونم اینقد خودشونو میگرفتن انگار آسمون سوراخ شده اینا افتادن اصن محلمون نمیدادن ک😂

من تو عکس و فیلم همه ی عروس دومادای فامیل هستم. تو فیلماشون حسابی هنرنمایی کردم.یکسره بهشون میچسبید ...

پشه بند و تو خونه مینداختم رو خودم عروس بازی میکردم 

حالا لباس عروسم داشتما ولی کوتاه ک بود دوس نداشتم پشه بند بیشتر شبیه بود😅🤣

الهییی منم عروس نزدیکم میرقصید دست میزدم ب لباسش😁


کاره من ازدست زدن گذشته بود.

یادمه جشن عقد پسر عمم قند ساییدن بالاسرشون پودر قند تو پارچه پرشد،گوشه ی پارچه رو گرفتم خالی کردم تو یقه ی لباس دوماد بدنش قندی شد.

البته نیتم بدنبودا خواستم همین اولی شیرین کام بشه 😁😉😉

واسه حموم رفتن خیلی مقاومت میکردم. به زور نینداختند منو تو حموم و آب روم باز میکردن تا مجبور بشم خو ...

خیلی ها بچگی اینجورین انگاری از جمله بچگی خودم الان ولی ولم کنی ی روز درمیون رو شاخشه 

خالم میگه از بس رفتی حموم آب رفتی😅🤣

پشه بند و تو خونه مینداختم رو خودم عروس بازی میکردم  حالا لباس عروسم داشتما ولی کوتاه ک بود دو ...

ای جانم ،چه روزای شیرینی بود کاش فقط یکبار دیگه تکرار بشه،شک ندارم همه دختر ازاین کارا داشتن.

آره ،یعنی ببین باورت نمیشه کل عروسی ها این کارو میکردم،جالبیش اینجاست نامزدهم بودن میچسبیدم بهشون حو ...

آخ آخ از اونا ک آدم میخام  نیشگونشون بگیره یواشکی😂

اگه بدونی با چه نفرتی نگام میکردن،

سه سال پیش ختم یکی از بستگانم بامادرشوهرم رفتم،اخرمجلس هر کدومشون ی خاطره ازم تعریف کردن خدایی آب شدم از خجالت!!!!

حسابی عقده هاشونو خالی کردن ،ولی انصافا حق داشتن،من خودم بودم اصلا نمی‌تونستم تحمل کنم همچین کنه ای رو!!!!


ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز