عزیزم اینجا جا توضیح نبود من کلی توصیح دادم
این آقا برادر هم خونه من در دوران دانشجویی هستن سال۹۰ایشون منو میخواستن چندین بار اومدن خواستگاری پدر من چون میهواستن برن خارج به هیج وجه اجازه ندادن که ازدواج کنیم منم حقیقت فکر میکردم برن خارج من از سرشون میفتم ایشون رفتن خارج و اقامت گرفتن و رفتن سرکار بعد ۹سال دوباره من و پیدا کردن خواهش و التماس که بامن ازدواج کن پدر منم تحقیق کرد و دیدیم هر چی ۹سال پیش گفته بهش الان عمل کرد و جواب مثبت دادم تا بتونن بیان ایران عقد کنیم
من خودم کادر درمان بودم و دستم از۲۲سالگی تو جیب خودم بوده هم مستقل هستم هم تحصیلکرده پدر ایشون و خودشون ازمون خواستن من سرکار نرم چون الان کرونا هست برا سلامت خودم و پسرشون گفتن که من حقوقتو میدم الان که این رفتارو کردن میترسم خسیس باشن به هر حال من اگه بخوام برم اونجا تا زبان یاد بگیرم و راه بیفوتم نیاز دارم کسی ازم حمایت کنه