شوهر ابجیم سر اینکه خواهرم زده تو گوش بچه ش از هفته پیش آوردتش خونه بابام
سه تا بچه دارن
فقط بزرگه با ابجیم اومده ک هفت سالشه اونای دیکه چهار و سه ساله ن ک با باباشونن
هر روز تو این وضع بچه ها رو میبره مغازه تا شب
البته از دوماه قبل خیلی با هم اختلاف پیدا کردن سر خساست شوهرش
شوهرش پسر عمومونه، و با شوهر من داداشن
بنظرتون چکار باید کرد تو این اوضاع ؟
اینم بگم ک پسرش یه پارچ آب چپه کرده تو اشپزخونه
ابجیم زده تو گوشش بعد همون موقع شوهرش رسیده دیده شروع کرده به فحاشی و گفته آماده شو جمع کن وسایلاتو برو خونه بابات دیکه نمیخواد بر گردی ابجیم بدون هیچ حرفی بلند شده اومده