چن وقت پیش شوهرم رفت دنبال مامانش اوردش خونمون شوهرم اون شب هی چپ میرفت هی راست میرفت قور میزد و بد اخلاقی میکرد و اخم و تخم میکرد جلو مامان خانمش منم صبوری میکردم بعد اخر همون شب داشتم میخوابیدم مادرشوهرم اومد پیشم منم ب ناراحتی گفتم نگا پسرت چقد بداخلاقی میکنه باهام من صبورم تحملش میکنم بعد اونم بجا اینک ب پسرش نصیحت کنه نشست از خودش تعریف کردن ک اره مادرشوهرای مردم عروس و کتک میزنن من خوبم و غیره بعد امروز بعد اون سری اولین باره دیدمش اومده میگه خونه بغلیمون شوهرش زنشو هر روز کتک میزنه صدا جیغ و فحشش میاد .میدونم بخاطر اون حرف اون شبم اومده اینو بلغورکرده واس خودش میخام دلیلش و بدونم بنظرتون ک منظورش چیه ینی
♩بزن باران بهاران فصل خون است♩بزن باران که صحرا لاله گون است♩بزن باران که دین را دام کردند♩شکار خلق و صید خام کردند♩بزن باران خدا بازیچه ای شد ♩که با ان کسب ننگ و نام کردند♩بزن باران به نام هرچه خوبیست♩به زیر اوار گاه پایکوبیست♩مزار تشنه جو باران پر از سنگ♩بزن باران که وقت لایروبیست♩بزن باران بهاران فصل خون است♩بزن باران که صحرا لاله گون است♩