منخیلی بچه دوس دارم ،سن خودمو شوهرمم کم نبود که بگیم صبر کنیم چند سال بگذره بعد بچه بیاریم شوهرم قبول نمیکرد میگفت باید اول پول جمع کنیم بچه خرررج داره،بعد یه بچه برادر داره که کلللل خرجشو پدرشوهرم میده،گفتم پدرت همونطور که خرج اونو میده واس مام کمک میکنه،شوهرم میزد زیرش میگفت نههه برادرم خودش خرج بچشو میده و زیر بار نرفت الان که چند وقت از اون بحثا گذشته شوهرم تاااازه ب فکز بچه افتاده میگه واییی سنم رفته بالا و بچه ندارم هنوز،تصمیم ب بچه دار شدن گرفت تازه،و تازه ب حرف من رسیده دیروز گف تو راس میگفتی بابا تمام خرج بچه برادرمو میده،گفتم دیر شده واسه فهمیدنش،من میرم خونه پدرشوهر باید بشینم بچه اونارو نگا کنم که همه فربون صدقش میرن و من فقط نگا کنم چون یه شوهر احمق دارم،خداییش شما جا من بودین حرص نمیخوردین،ناراحت نمیشدین؟؟؟
من تا حدودی به اسی حق میدم چون پدر و مادرا نباید بین بچه هاشون فرق قایل بشن فقط بحث مادیات نیست اون دلگرمی ای هست که پدرشوهر ایشون به یک پسرش میده ولی اون یکی رو ساپورت نمیکنه.
اسی من بهت حق میدم از تبعیض ناراحت بشی ،مسئله مالی به کنار ،ولی از تبعیض آدم ناراحت میشه ،حتی در حد یه استکان چای
ازت بدم میامد، وقتی میگفتن مبارکه پسره، چه خوب آفرین پسره، دلم میخواست همه رو خفه کنم، تو رو بیارم بیرون، نباشی، 😢 بدم میامد چون احساس میکردم به خواهرت توهین میشه، دلم میشکست از حرفها، حرفهاشون باعث شد ازت بدم بیاد، منتظر اومدنت نبودم اینقدر که حتی یه عکس هم نگرفتم از بودنت 😢 تو اومدی، صورت ماهت رو که دیدم عاشقت شدم، خنده های دلبرانت، ساکتی و مظلوم بودنت، وقتی خواهرت رو از من هم بیشتر میشناسی، من رو ببخش پسرم، من رو ببخش اگر گفتم دوستت ندارم، عاشقتم با همه وجودم با همه قلبم، اگر بخوای جون و عمرم رو براتون میدم، کاش مردم میدونستن گاهی با جملاتشون چه آتشی به قلب دیگران میتونن بزنن، دوست دارم مرد بزرگ بشی نه نر، دوستت دارم پسرم😘