2777
2789
درد عاشقي را دوايي بهتر از معشوق نيست      شربت بيماري فرهاد را شيرين

نی حریف هرکه از یاری برید

پرده هایش پرده های ما درید

❣ دلم می خواهد یک دختر داشته باشم.❣دختری با موهای بلند مشکی و چشم های درشت خندان. اسمش را بگذارم "گیسو" و هر وقت دلم آشوب بود بنشانمش روی زانوانم و گیسهایش را ببافم تا قلبم آرام بگیرد.حالا که فکرش را میکنم دلم میخواهد "باران" هم داشته باشم. دختری لاغر و قد بلند که با صدایی مخملی برایم شعر بخواند. یک دختر تپل و مهربان با گونه های سرخ و گرد هم میخواهم. اسمش را بگذارم "آلما" و موهایش را با شامپوی سیب بشویم تا حسودی موهای طلایی خواهرش "گندم" را نکند. آدم برای دختری با موهای طلایی جز گندم چه اسمی می تواند بگذارد. معلوم است، "خورشید"! اصلا خورشید باید اولین دخترم باشد و هر صبح که چشمهایش را باز می کند ببیند خواهرش "شبنم" زودتر از او سماور را روشن کرده، "شادی" را بیدار کرده و به "نسترن" رسیده. دلم میخواهد در حیاط خانه م "ترانه" بخواند و "بهار" برقصد. "نگار"م خودش را لوس کند و من به هیچ کدام نگویم که روز تولد خواهرشان "الهه" مجذوب چشم هایش شده م. دلم چقدر دختر می خواهد. روزهایم بی "سحر"، شبهایم بی "مهتاب"، آسمانم بی "ستاره" و زندگی بدون "افسانه" ممکن نیست. تازه یک "ساقی" هم میخواهم تا سرم را گرم کند و "همدم" تا درد دل هایم را برایش بگویم. "رویا" می خواهم تا انگیزه زندگیم باشد و "آرزو" که دلیل نفس کشیدنم. دلم میخواهد یک دختر داشته باشم. دختری که خودم را توی چشمهایش و آرزوهایم را روی پیشانیش ببینم. هیچ اسمی توصیفش نکند. همه چیز باشد و هیچ نباشد. از هر قیدی آزاد باشد و در هیچ ظرفی جا نشود. رهای رها باشد! آری، انگار دلم می خواهد دخترم "رها" باشد..

همیشه از اینکه برم انحراف بینی‌م رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم  
ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه
اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید   

درد عاشقي را دوايي بهتر از معشوق نيست      شربت بيماري فرهاد را شيرين

نقدهارابود ایا که  عیاری گیرند        گر می فروش حاجت رندان دواکند

 تاریخ رابنگر لرها همیشه افتخار این دیار بوده اند وخواهند بودافتخار میکنم لر هستم

با همه بی سر وسامانیم

باز به دنبال پریشانیم

طاقت فرسودگیم هیچ نیست

عاشق ویران شدن آنیم

خوبترین حادثه میدانمت

خوبترین حادثه میدانیم؟

دلخوش گرمای کسی نیستم

آمده ام تاتو بسوزانیم

آماده ام با عطش سالها

تا توکمی عشق بنوشانیم

ها...به کجا میکشی خوب من

ها...نکشانی به پریشانیم


من عاشق این شعرم تو خیابون بلند میخوندم البته مجردی😅😅😅

شخصی به دیدن عالمی رفت وپرسید رازجوانی ات چیست عالم پاسخ داد با ابله بحث نکردم .شخص پرسید مگر میشود...؟!عالم گفت راست میگویی نمیشود!!!😆😆😆 اگه جواب پستای ابلهانه و توهین امیز رو ندادم بدون اونا راست میگن😉اینم آخر امضام مجبور شدم اضافه کنم درخواست دوستی ندید لطفا حتی شما دوست عزیز!!!

نی حریف هرکه از یاری برید پرده هایش پرده های ما درید

دیدم به خواب خوش که دستم پیاله بود      به کوی مکیده یارب سحر چه مشغول بود

 تاریخ رابنگر لرها همیشه افتخار این دیار بوده اند وخواهند بودافتخار میکنم لر هستم
دیدم به خواب خوش که دستم پیاله بود      به کوی مکیده یارب سحر چه مشغول بود

دید موسی یک شبانی را به راه

کاو همی گفت ای خدا و ای اله

❣ دلم می خواهد یک دختر داشته باشم.❣دختری با موهای بلند مشکی و چشم های درشت خندان. اسمش را بگذارم "گیسو" و هر وقت دلم آشوب بود بنشانمش روی زانوانم و گیسهایش را ببافم تا قلبم آرام بگیرد.حالا که فکرش را میکنم دلم میخواهد "باران" هم داشته باشم. دختری لاغر و قد بلند که با صدایی مخملی برایم شعر بخواند. یک دختر تپل و مهربان با گونه های سرخ و گرد هم میخواهم. اسمش را بگذارم "آلما" و موهایش را با شامپوی سیب بشویم تا حسودی موهای طلایی خواهرش "گندم" را نکند. آدم برای دختری با موهای طلایی جز گندم چه اسمی می تواند بگذارد. معلوم است، "خورشید"! اصلا خورشید باید اولین دخترم باشد و هر صبح که چشمهایش را باز می کند ببیند خواهرش "شبنم" زودتر از او سماور را روشن کرده، "شادی" را بیدار کرده و به "نسترن" رسیده. دلم میخواهد در حیاط خانه م "ترانه" بخواند و "بهار" برقصد. "نگار"م خودش را لوس کند و من به هیچ کدام نگویم که روز تولد خواهرشان "الهه" مجذوب چشم هایش شده م. دلم چقدر دختر می خواهد. روزهایم بی "سحر"، شبهایم بی "مهتاب"، آسمانم بی "ستاره" و زندگی بدون "افسانه" ممکن نیست. تازه یک "ساقی" هم میخواهم تا سرم را گرم کند و "همدم" تا درد دل هایم را برایش بگویم. "رویا" می خواهم تا انگیزه زندگیم باشد و "آرزو" که دلیل نفس کشیدنم. دلم میخواهد یک دختر داشته باشم. دختری که خودم را توی چشمهایش و آرزوهایم را روی پیشانیش ببینم. هیچ اسمی توصیفش نکند. همه چیز باشد و هیچ نباشد. از هر قیدی آزاد باشد و در هیچ ظرفی جا نشود. رهای رها باشد! آری، انگار دلم می خواهد دخترم "رها" باشد..
دید موسی یک شبانی را به راه کاو همی گفت ای خدا و ای اله

هزارشکر که دیدم به کام خویشت باز      منم دیده به دیدار دوست کردم باز

 تاریخ رابنگر لرها همیشه افتخار این دیار بوده اند وخواهند بودافتخار میکنم لر هستم
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2843
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108