باباش ورشکست کرده بود میخواست خودکشی کنه کلی براش وقت گذاشتم کلی اشک ریختم کلی التماس کردم و بهش انگیزه دادم.کلی براش پول فرستادم شاید ی کمکی باشه براش..
بعد چیکار کرد؟ یهو شروع کرد ب تهدید کردن ک عکسا و شمارتو پخش میکنم! اون زمان این چیزا عادی نبود! عکست اگ تو نت بود فاجعه بود..
۲ سااال با ترس زندگی کردم! انقدر ازم باج گرفت تا پخش نکنه ولی آخرش کم آوردم دیگه پولی نداشتم ک بهش بدم! اونم گفت عکسامو پخش میکنه! نمیدونم این کارو کرد یا ن دیگه انقدر خسته شده بودم ک گفتم برو پخش کن..
میدونی خیلی روزایه سختی بود ب گوشی مامانم پیام میداد ک عکسای دخترتون تو فلان سایته یا شمارمو داده بود ب بقیه ب اسم آدمی ک پایه همه کاره. دائم ترس اینو داشتم ک مامان و بابام نفهمن چی شده..