2777
2789
عنوان

زندگیتون

| مشاهده متن کامل بحث + 497 بازدید | 39 پست
چند سالت بود

وقتی ازدواج کردم هنوز ۱۴ نشده بودم ۲۹ سالگیم جدا شدم 

منم سنتی بود ازدواجم و با خواست خونواده 

هیچ مادری از مرگ نمیترسد،بزرگترین ترس یک مادر از این است که فرزند خود را در این دنیا تنها بگذارد،در حالی که میداند هیچکس مثل او فرزندش را دوست نخواهد داشت ❤

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

میشه یکم بگی بچه داشتی ؟ بعدش چی شد سخت نبود پشتیبان داشتی ؟ منم قهرم میخوام جدا شم 

اره عزیزم زود باردار شدم چون هیچی از زناشویی نمیدونستم ،مامانم بهم خونه داد با کلی بدبختی چون میگفت باید بیای پیش خودم ولی دیگه به حرفش گوش نکردم ،سخت که هست اما از اون زندگی بهتره

هیچ مادری از مرگ نمیترسد،بزرگترین ترس یک مادر از این است که فرزند خود را در این دنیا تنها بگذارد،در حالی که میداند هیچکس مثل او فرزندش را دوست نخواهد داشت ❤
پس سر چی قهری اخه؟ حیفه که

اعتیاد .حالم بده چون واقعا عاشقشم دیشب تا ۴صب گریه کردم صبش چشمام میخواست از کاسه دربیاد .خیلی تلاش کردم درست کنم زندگیمونو ولی نشد چند بار کمپ و تو خونه ترکش دادم نمیتونه .

🌈چه آسان میشود از یاد ها رفت 🌈

دوتاخواهر که از یک خون هستن و بچگی رو باهم میگذرونن اگه بخان همیشه باهم زندگی کنن دعواشون میشه چه برسه به دوجنس مختلف از خانواده های مختلف تربیت متفاوت.من باعشقم ازدواج کردم شاید باورت نشه سال اول زندگیمون بدترین سال بود روز نبود که دعوا نکنیم اون موقع ها حس میکردم نشناختمش و باهاش ازدواج کردم و چقدر پشیمون بودم درصورتی که یکسال دوست بودیم یکسال نامزد و هروز باهم بودیم ولی وقتی رفتیم زیر یک سقف همش میجنگیدیم الان بعد از هفت سال زندگی دوسه ساله قشنگ میتونیم باهم کنار بیایم.

اعتیاد .حالم بده چون واقعا عاشقشم دیشب تا ۴صب گریه کردم صبش چشمام میخواست از کاسه دربیاد .خیلی تلاش ...

انشالله درست میشه عزیزم جدا نشو دوسش داری پاش وایستا درستش کن 

هیچ مادری از مرگ نمیترسد،بزرگترین ترس یک مادر از این است که فرزند خود را در این دنیا تنها بگذارد،در حالی که میداند هیچکس مثل او فرزندش را دوست نخواهد داشت ❤
بمیرم برات عزیزم    

دیشب ب مامانم میگفتم جنایت کردی منو زاییدی منم خودمو ی روز میکشم راحت میشم ی روز خودمو نیستو نابود میکنم مامانو بابام انقدر گریه کردن بابام خیلی ناراحتی میکنه تازه شوهرمم پسر خواهرشه از دستش کاری هم برنمیاد حرمت خواهرشو نگه میداره داره قلبم تیکه تیکه میشه 

🌈چه آسان میشود از یاد ها رفت 🌈
عزیز ببخش میپرسم  شما پریود شده بودی وقتی ازدواج کردی؟ ۱۳ سالگی وقت بازی و بچگی و شیطنت مگه ن ...

تازه چند روز بود که برای بار اول پریود شده بودم اومدن خواستگاری. پدرو مادرم ادمای خوبی هستن. شاید اون موقع من میگفتم نمیخوام شوهرکنم اوناهم منو شوهر نمیدادن. من بچگی سختی داشتم. بعد خانوادم دیدن وضعیتش خوبه منو دادن. بعدم پدرشوهرمو پدربزرگم خیلی باهم دوستن بیشتر بخاطر اون بود.بعده عقد از شوهرم خوشم نمیومد نه اینکه زشت باشه ها باب دل من نبود. میگفتم میخوام جداشم مامانمم میگفت آبرومون میره باید از اول میگفتی. چندبار به شوهرم محل نذاشتم از مامانم کتک خوردم حالم خیلی خرابه

دیشب ب مامانم میگفتم جنایت کردی منو زاییدی منم خودمو ی روز میکشم راحت میشم ی روز خودمو نیستو نابود م ...

حق داری'چون از نظر احساسی تحت فشاری'''میفهمم عزیزم

همسرم:جان منی به مختصر❤

واقعا متاسف ميشم همچين چيزايى ميشنوم.بچع سيزده ساله هنوز بايد عروسك بازى كنه نه اينكه بچه بندازن بغلش!!!

ولى الان كاريه كه شده.عزيزم من٢٧ سالگى و با عشق ازدواج كردم.اولين رابطم هم نبود و واقعا با چشم باز انتخابش كردم.خداروشكر تا الان مشكلى نداشتيم و هنوز عاشقيم.دعوا و اختلاف نظر كه هميشه هست ولى زودگذره.

شما هنوز هم بچه اى.سنى ندارى.برو درست و ادامه بده.برو كلاساى مختلف و يكم دنيا رو ببين.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108