2777
2789
عنوان

خانمهای ترک گَوَنْ باشْ ینی چی؟

| مشاهده متن کامل بحث + 296 بازدید | 26 پست
اون خار های گرد دیدی توی کارتونا  توی بیابون هست...  بهش میگن گون😂😐 از بس موهات شلخته ا ...

نه شلخته نیس اکثرامیبافم،یااتومیکنم لخت شه یاچون بافتم بازش که میکنم موجداره.البته دقت نکردم شایدوقتی که موهام شلخته بوده گفته😬😬

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

ترک کجایید ب گوسفند میگین گون؟؟؟😐

ما به گوسفند میگیم قوی

از99/12/20تــــا 1400/7/1______الحمدلله، یَا رادَّ ما قدْ فاتَ : ای برگرداننده آنچه ازدست رفته،،   در آدمیعشقی ودردی وخارخاری وتقاضاییهست،که اگر صد هزار عالمملک او شودکه نیاساید،و آرام نیابد،این خلق بتفصیل درهرپیشه وصنعتی ومنصبی وتحصیل نجوم و طب وغرذلک میکنندو هیچ آرام نمیگیرند،زیرا آنچه مقصود است،بدست نیامده است،اخرمعشوق را دلآرام میگویند،یعنی که دل به او ارام گیرد،پس بغیر چون ارام وقرار گیرد،این جمله خوشیها ومقصودها چون نردبانیست،و چون پای نردبان جای اقامت و باش نیست ازبهر گذشتن است،خنک اورا که زودتر بیدار و واقف گردد تا راه دراز بر او کوته شودو دراین پایه های نردبان عمر خود راضایع نکند...             
😂😂😂😂😂میزنم اگه گف چرازدی همینوبهش میگم

😂👍🏻

دیگه سیمکارت ندارم😐 توی تاپیکای سیاسی من دیگه حرف نمیزنم🤐🥺🌺🍃🍃درویشی تهی‌ دست از کنار باغ کریم خان زند عبور می‌کرد. چشمش به شاه افتاد و با دست اشاره ای به او کرد. کریم خان دستور داد درویش را به داخل باغ آوردند. کریم خان گفت: «این اشاره های تو برای چه بود؟»درویش گفت: «نام من کریم است و نام تو هم کریم و خدا هم کریم. آن کریم به تو چقدر داده است و به من چی داده؟»کریم خان در حال کشیدن قلیان بود. گفت: «چه می‌خواهی؟»درویش گفت: «همین قلیان، مرا بس است.»چند روز بعد درویش قلیان را به بازار برد و قلیان بفروخت. خریدار قلیان کسی نبود جز فردی که می‌خواست نزد کریم خان رفته و تحفه برای خان ببرد، که از قلیلن خوشش آمد و آن را لایق کریم خان زند دانست. پس جیب درویش پر از سکه کرد و قلیان نزد کریم خان برد. چند روزی گذشت. درویش جهت تشکر نزد خان رفت. ناگه چشمش به قلیان افتاد و گفت:«نه من کریمم نه تو. کریم فقط خداست، که جیب مرا پر از پول کرد و قلیان تو هم سر جایش هست.»🍃🌺🍃   امضامو هفته‌ای یکبار بروز میکنم🤗😍
اون قویون  یا گوی گون  گیاهه بچه ها

ترک زبانم و لهجم یکم فرق داره با ترکا(ترک نیسم)

از99/12/20تــــا 1400/7/1______الحمدلله، یَا رادَّ ما قدْ فاتَ : ای برگرداننده آنچه ازدست رفته،،   در آدمیعشقی ودردی وخارخاری وتقاضاییهست،که اگر صد هزار عالمملک او شودکه نیاساید،و آرام نیابد،این خلق بتفصیل درهرپیشه وصنعتی ومنصبی وتحصیل نجوم و طب وغرذلک میکنندو هیچ آرام نمیگیرند،زیرا آنچه مقصود است،بدست نیامده است،اخرمعشوق را دلآرام میگویند،یعنی که دل به او ارام گیرد،پس بغیر چون ارام وقرار گیرد،این جمله خوشیها ومقصودها چون نردبانیست،و چون پای نردبان جای اقامت و باش نیست ازبهر گذشتن است،خنک اورا که زودتر بیدار و واقف گردد تا راه دراز بر او کوته شودو دراین پایه های نردبان عمر خود راضایع نکند...             
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز